هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، معرفت، جدایی و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا، از ناپایداری دنیا، درد فراق و ارزش عشق حقیقی میگوید و مخاطب را به تفکر و درک عمیقتر از این مفاهیم دعوت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۸۴ - آهنگ کوهسار تو از گوش کر مپرس
آهنگ کوهسار تو از گوش کر مپرس
تشویش پای آبله از نیشتر مپرس! ۱
از مهر سوی ذره توانی تو راه برد
گر خوی یار دیده ای وضع شرر مپرس! ۲
در عصر و شام طره او خفتنت قضاست
کردی اداء ولی ز قضا این قدر مپرس! ۳
عشاق را به راه محبت دلیل نیست
ای بی خبر ز عشق تو از ما خبر مپرس! ۴
فرق است در میان من و دل هزار سنگ
دل می رود ز خویش مرا از سفر مپرس! ۵
روشن ز شب حکایت خورشید کی شود؟!
خفاش را که دیدی حدیث سحر مپرس! ۶
زنهار از اشارت شمشیر ابرویش
از سرگذشت ما و تو دیگر سپر مپرس! ۷
اکسیر رتبه تو به قدر عیار توست
ای داغ کیمیا تو ز مس قدر زر مپرس! ۸
شهد است درس معرفت سوی انگبین
حرفی شنیدی از لبش از نیشکر مپرس! ۹
طغرل کشا به مصرع بیدل تو چشم را
تعبیر خوابت اینکه شنیدی دگر مپرس! ۱۰
تشویش پای آبله از نیشتر مپرس! ۱
از مهر سوی ذره توانی تو راه برد
گر خوی یار دیده ای وضع شرر مپرس! ۲
در عصر و شام طره او خفتنت قضاست
کردی اداء ولی ز قضا این قدر مپرس! ۳
عشاق را به راه محبت دلیل نیست
ای بی خبر ز عشق تو از ما خبر مپرس! ۴
فرق است در میان من و دل هزار سنگ
دل می رود ز خویش مرا از سفر مپرس! ۵
روشن ز شب حکایت خورشید کی شود؟!
خفاش را که دیدی حدیث سحر مپرس! ۶
زنهار از اشارت شمشیر ابرویش
از سرگذشت ما و تو دیگر سپر مپرس! ۷
اکسیر رتبه تو به قدر عیار توست
ای داغ کیمیا تو ز مس قدر زر مپرس! ۸
شهد است درس معرفت سوی انگبین
حرفی شنیدی از لبش از نیشکر مپرس! ۹
طغرل کشا به مصرع بیدل تو چشم را
تعبیر خوابت اینکه شنیدی دگر مپرس! ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۳ - با زخم تغافل ز لب یار دوا پرس
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵ - می روم از خویش هر ساعت ز دنبال نفس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.