هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند جام وصل، زلف یار، و اشکهایش، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از بیخودی، مستی عشق، و دیوانگی در راه معشوق صحبت میکند و از عناصری مانند سبحه، قفل جنت، و پروانهگرد شمع برای توصیف حالات خود استفاده مینماید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۲۴۸ - به عالم خویش را از بی خودی افسانه می سازم
به عالم خویش را از بی خودی افسانه می سازم
به یاد جام وصلش نعره مستانه می سازم! ۱
اگر باشد کلید قفل جنت صحنه زاهد
ز اشک خویش من هم سبحه صد دانه می سازم! ۲
به مردم گر همین باشد طریق آشنائی ها
چو اشک نوگ مژگان خویش را بیگانه می سازم! ۳
مپرسید از سواد قصه روز سیاه من
شب آن زلف را کوته ازین افسانه می سازم! ۴
اگر سامان استغنا و تمکین تو این باشد
به راهت ز انتظار از چوب نرگس خانه می سازم! ۵
خیال زلفش از خواب پریشان کرد بیدارم
قلم در وصف تابش از زبان شانه می سازم ۶
ادایت گشت اکنون مانع ذوق سجود من
بت نازآفرینم گر توئی بتخانه می سازم! ۷
فروغ عارضت هر جا چراغ بزم محفل شد
به گرد شمع رویت خویش را پروانه می سازم ۸
نمی ترسم ز نیرنگ و فسون مار آن گیسو
وطن چون گنج عمری شد که در ویرانه می سازم! ۹
ازان روزی که شد پابند زنجیر سر زلفت
به زنجیرت که خود را بعد ازین دیوانه می سازم! ۱۰
چه خوش گفتست اینجا بیدل بزم ادب طغرل
همان گرد سرت می گردم و پیمانه می سازم ۱۱
به یاد جام وصلش نعره مستانه می سازم! ۱
اگر باشد کلید قفل جنت صحنه زاهد
ز اشک خویش من هم سبحه صد دانه می سازم! ۲
به مردم گر همین باشد طریق آشنائی ها
چو اشک نوگ مژگان خویش را بیگانه می سازم! ۳
مپرسید از سواد قصه روز سیاه من
شب آن زلف را کوته ازین افسانه می سازم! ۴
اگر سامان استغنا و تمکین تو این باشد
به راهت ز انتظار از چوب نرگس خانه می سازم! ۵
خیال زلفش از خواب پریشان کرد بیدارم
قلم در وصف تابش از زبان شانه می سازم ۶
ادایت گشت اکنون مانع ذوق سجود من
بت نازآفرینم گر توئی بتخانه می سازم! ۷
فروغ عارضت هر جا چراغ بزم محفل شد
به گرد شمع رویت خویش را پروانه می سازم ۸
نمی ترسم ز نیرنگ و فسون مار آن گیسو
وطن چون گنج عمری شد که در ویرانه می سازم! ۹
ازان روزی که شد پابند زنجیر سر زلفت
به زنجیرت که خود را بعد ازین دیوانه می سازم! ۱۰
چه خوش گفتست اینجا بیدل بزم ادب طغرل
همان گرد سرت می گردم و پیمانه می سازم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۷ - بساط هستی خود را به راهت خاک می سازم
گوهر بعدی:شماره ۲۴۹ - ادب سرمایه عشقم مپرس از شوخی نازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.