هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلباختگی خود به معشوق سخن میگوید. او خود را مانند فرهاد، عاشق بیپناه و معشوق را مانند شیرین توصیف میکند. شاعر از دوری معشوق و بیوفایی او شکایت دارد و از رنجهای عشق مینالد. او از پیمانشکنی معشوق و فریبهای او گله میکند و از وضعیت نابسامان خود در فراق معشوق میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فریب و پیمانشکنی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۶۱ - بیا ای باعث شور جنونم
بیا ای باعث شور جنونم
که چون زلف دلاویزت نگونم! ۱
توئی آن شاهد شیرین تکلم
من آن فرهاد کوه بی ستونم ۲
اگر چه دورم از وصلت ولیکن
دلیل شوق باشد رهنمونم ۳
نپرسیدی ز احوالم که چون است
بیا بنگر که بی روی تو چونم! ۴
نگفتی درگه پیمان و سوگند
که باشد با تو در اینجا سکونم ۵
هنوزم در وفا تسلیم نآری
چو کردی در جفاها آزمونم ۶
کجا شد عهد و پیمانی که کردی؟!
فریبیدی بتلبیس و فسونم! ۷
به فرمان غمت از من چه سر زد
که افکندی چنین خوار و زبونم؟! ۸
خیال سوزن مژگانش طغرل
رفو سازد همه چاک درونم! ۹
که چون زلف دلاویزت نگونم! ۱
توئی آن شاهد شیرین تکلم
من آن فرهاد کوه بی ستونم ۲
اگر چه دورم از وصلت ولیکن
دلیل شوق باشد رهنمونم ۳
نپرسیدی ز احوالم که چون است
بیا بنگر که بی روی تو چونم! ۴
نگفتی درگه پیمان و سوگند
که باشد با تو در اینجا سکونم ۵
هنوزم در وفا تسلیم نآری
چو کردی در جفاها آزمونم ۶
کجا شد عهد و پیمانی که کردی؟!
فریبیدی بتلبیس و فسونم! ۷
به فرمان غمت از من چه سر زد
که افکندی چنین خوار و زبونم؟! ۸
خیال سوزن مژگانش طغرل
رفو سازد همه چاک درونم! ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۰ - چو گل زین باغ یک دل غرق خونم
گوهر بعدی:شماره ۲۶۲ - عشق تو بلای جان و دینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.