هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و ستایش معشوق خود سخن میگوید. او معشوق را بینظیر و فراتر از هر گل و زیبایی در باغ امکان توصیف میکند. شاعر از تشنگی عشق و انتظار کشیدن برای معشوق میگوید و خود را فداکار و نثار او میداند. همچنین، از درد فراق و غم عشق یاد میکند و آرزو میکند که بتواند حتی برای لحظهای به وصال معشوق برسد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۷۸ - بتی دارم که صد میخانه باشد در کنار او
بتی دارم که صد میخانه باشد در کنار او
بتان را فرض باشد سجده طواف مزار او ۱
نباشد باغ امکان را گلی همچون گل رویش
اگر چندی که نشکفتست یک گل از هزار او ۲
گلوی تشنه ام می خواهد آبی از دلم تیغش
طریق ظلم و آئین ستم باشد شعار او ۳
به خوبی گر چه نبود در جهان مانند او لیکن
خوش آن ساعت که جان باشد شهید انتظار او! ۴
نثار خاک پایش تحفه ای جان در بغل دارم
به امیدی رسد شاید اگر امیدوار او! ۵
گلی از گلبن وصلش توان چیدن ازان باغی
که باشد آشیان مرغ عنقا در چنار او ۶
کنون چون کافرون در حکم منسوخ العمل باشد
سلوک دارو گیر دلبران از گیرودار او ۷
نبودی گر شریک درس غم با محنت مجنون
توان بودن کنون پروانه شمع مزار او ۸
مرا باشد روان و روح و جسم و جان و تن طغرل
نثار او نثار او نثار او نثار او!! ۹
بتان را فرض باشد سجده طواف مزار او ۱
نباشد باغ امکان را گلی همچون گل رویش
اگر چندی که نشکفتست یک گل از هزار او ۲
گلوی تشنه ام می خواهد آبی از دلم تیغش
طریق ظلم و آئین ستم باشد شعار او ۳
به خوبی گر چه نبود در جهان مانند او لیکن
خوش آن ساعت که جان باشد شهید انتظار او! ۴
نثار خاک پایش تحفه ای جان در بغل دارم
به امیدی رسد شاید اگر امیدوار او! ۵
گلی از گلبن وصلش توان چیدن ازان باغی
که باشد آشیان مرغ عنقا در چنار او ۶
کنون چون کافرون در حکم منسوخ العمل باشد
سلوک دارو گیر دلبران از گیرودار او ۷
نبودی گر شریک درس غم با محنت مجنون
توان بودن کنون پروانه شمع مزار او ۸
مرا باشد روان و روح و جسم و جان و تن طغرل
نثار او نثار او نثار او نثار او!! ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۷ - به یاد خنده آن لعل میگون
گوهر بعدی:شماره ۲۷۹ - قدر مسیحا برد لعل سخندان او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.