هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از معشوق خود با تشبیهات زیبا و اغراق‌آمیز یاد می‌کند. او از لعل لب معشوق، گیسوانش، و زیبایی‌هایش سخن می‌گوید و احساس دوری و هجران را بیان می‌کند. همچنین، شاعر از قدرت و جذبه معشوق سخن می‌گوید که حتی طبیعت و کوه‌ها تحت تأثیر او قرار می‌گیرند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از تشبیهات و استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۲۷۹ - قدر مسیحا برد لعل سخندان او

قدر مسیحا برد لعل سخندان او
عقد ثریا درد گوی گریبان او ۱

روضه فردوس را نسبت کویش مده!
گلشن جنت کجا طرف گلستان او؟! ۲

شحنه هجران او آن قدرم دور کرد
می نرسد گرد من هیچ به دامان او! ۳

می برد از همدمان در گرو او گوی غم
هر که اگر دل نهد در خم چوگان او ۴

کوه بدخشان اگر معدن لعل آمده
مخزن گوهر بود لعل بدخشان او! ۵

سلسله زلف او پای به دامن کشید
کی بودش منطقی مانع دوران او؟! ۶

صیقل خورشید ازان داد به رویش جلا
بود غباری مگر از خط ریحان او؟! ۷

بود نوای تواش زمزمه طغرلم
شهره آفاق شد زان همه الحان او! ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۷۸ - بتی دارم که صد میخانه باشد در کنار او
گوهر بعدی:شماره ۲۸۰ - شوخی که بگذرد ز دل ما سنان او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.