هوش مصنوعی: این متن به موضوعات عرفانی، عشق الهی و رهایی از تعلقات دنیوی می‌پردازد. شاعر از وحدت وجود، خرابات و رندان آن سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که حقیقت عشق را تنها آنانی درک می‌کنند که از قید و بندهای ظاهری رها شده‌اند. همچنین، از ناتوانی عقل در برابر عشق و رازهای نهفته در هستی صحبت می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات مانند 'خرابات' و 'رندان' ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند.

شمارهٔ ۱۲۶ - تتبع خواجه

سر وحدت که درو خلوتیان حیرانند
گر ز رندان خرابات بپرسی دانند ۱

دفتر و خرقه ما وجه خماری نه بس است
گر چه بر هر طرف میکده می گردانند ۲

با همه بیخبری درد کشان می عشق
راز گردون ز خط دور قدح میخوانند ۳

بلعجب مغبچگانند که در دیر مغان
نقد هر دین ز پی جرعه می نستانند ۴

عاجزند اهل نظر آنکه به جور از رخ یار
چشم گویند که پوشیم ولی نتوانند ۵

طلب گنج سعادت ز دل آنها کن
که درین دشت ز سیلاب فنا ویرانند ۶

در دلت عشق وز عقلست حدیثت فانی
نیست مانند تو دیوانه عاقل مانند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۲۵ - در طور خواجه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۲۷ - تتبع خواجه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.