هوش مصنوعی:
شاعر از دیدن جنازه عزیزی متأثر شده و از درد فراق مینالد. او از چشمان فریبنده آن شخص یاد میکند که جانش را گرفت و در جوانی از دنیا رفت.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال سنگین باشد. درک کامل این احساسات نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۷۶ - چشمم به جنازه تو چون درنگریست
چشمم به جنازه تو چون درنگریست
خون ریخت که بی رخ تو چون خواهم زیست ۱
زنهار ز چشم شوخ آن کز چو توئی
جان بستد و در جوانی تو نگریست ۲
خون ریخت که بی رخ تو چون خواهم زیست ۱
زنهار ز چشم شوخ آن کز چو توئی
جان بستد و در جوانی تو نگریست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۵ - من بودم و شمع و ساغر یک من و دوست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۷ - شه می دهدم نوید هر لحظه دویست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.