هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و نبود معشوق مینالد و بیان میکند که در غم دوری، چشمانش اشک میریزد. وقتی معشوق از حال او میپرسد، پاسخ میدهد که وضعیتش بدون او آنقدر بد است که قابل توصیف نیست.
رده سنی:
15+
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۳۰ - تا درد تو شد با دل حیرانم جفت
تا درد تو شد با دل حیرانم جفت
بس در که دو چشم گوهرافشانم سفت ۱
گفتی که چگونه ای چه پرسی از من
من بی تو چنانم که بنتوانم گفت ۲
بس در که دو چشم گوهرافشانم سفت ۱
گفتی که چگونه ای چه پرسی از من
من بی تو چنانم که بنتوانم گفت ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۹ - از روزن خیمه گفت ماهم به نهفت
گوهر بعدی:شماره ۲۳۱ - ای خاک ز درد دل نمی یارم گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.