هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد فراق و جدایی می‌گوید و بیان می‌کند که دلش مانند آتشکده‌ای بدون بت، در آتش فراق می‌سوزد. او از نامهربانی و بی‌رحمی فراق شکایت می‌کند و آرزو می‌کند که کسی به حالش رحم کند. شاعر همچنین اشاره می‌کند که سنگ (نماد بی‌رحمی) هرگز به دلش رحم نخواهد کرد.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی مانند فراق، درد و بی‌رحمی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد. بنابراین، مناسب‌تر است که خوانندگان حداقل 16 سال سن داشته باشند تا بتوانند این مفاهیم را به درستی درک کنند.

غزل ۳۷ - تا بدیدم بتکده بی بت دلم آتشکدست

تا بدیدم بتکده بی بت دلم آتشکدست
فرقت نامهربانی آتشم در جان زدست ۱

هر که پیش آید مرا گوید چه پیش آمد ترا
بر فراق من بگرید گوید این مسکین شدست ۲

ای فراق از من چه خواهی چون بنفروشی مرا
جای دیگر ساز منزل نه جهان تنگ آمدست ۳

تا مگر سنگین دلت را رحمت آید بر دلم
سنگ را رحمت نباشد این حدیثی بیهدست ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
کانال گوهرین در ایتا
۵۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶ - بر دوزخ هم کفر و هم ایمان تراست
گوهر بعدی:غزل ۳۸ - ای صنم در دلبری هم دست و هم دستان تراست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.