هوش مصنوعی:
این شعر از عشق، انتظار، دوری و آرزوی دیدار یار سخن میگوید. شاعر از رنجهای عاشقی و بیقراری بییار مینالد و از خداوند و یار طلب یاری و رحمت میکند. همچنین، به تأثیر دعا و عشق در روشنکردن دل اشاره میکند و از نابرابریهای عشق و بیتوجهی خوبان به عشاق بینوا شکایت دارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و انتظار ممکن است برای سنین پایینتر سنگین و نامفهوم باشد.
شماره ۱۵ - تا کی بما نشینی بیگانه وار یا را
تا کی بما نشینی بیگانه وار یا را
آخر تفقدی کن یاران آشنا را ۱
جانم فدای آن دم کز بعد انتظاری
باز آید آشنائی بنوازد آشنا را ۲
دستم تو گیر یارب کز رنج خار وادی
محملنشین چه داند حال برهنه پا را ۳
نبود ترا حذر چند از آه دردمندان
اندیشه کن که باشد گهگه اثر دعا را ۴
چشم ترحم از یار دارم ولی چه سازم
خوبان نمینوازند عشاق بینوا را ۵
روزی که شد دل ما روشن ز صیقل عشق
آئینه بود در زنگ جام جهاننما را ۶
منعم ز بیقراری بیاو مکن که هرچند
کردم طلب نجستم صبر گریز پا را ۷
بیگانهام ز خود ساخت بوی تو تا چه باشد
حال کسی که بیند دیدار آشنا را ۸
زر میشود بکف خاک ز اکسیر بینیازی
گو از جهان بکش دست جویای کیمیا را ۹
مشتاق اگر ز بزمش دورم عجب نباشد
دربارگاه سلطان کی ره بود گدا را ۱۰
آخر تفقدی کن یاران آشنا را ۱
جانم فدای آن دم کز بعد انتظاری
باز آید آشنائی بنوازد آشنا را ۲
دستم تو گیر یارب کز رنج خار وادی
محملنشین چه داند حال برهنه پا را ۳
نبود ترا حذر چند از آه دردمندان
اندیشه کن که باشد گهگه اثر دعا را ۴
چشم ترحم از یار دارم ولی چه سازم
خوبان نمینوازند عشاق بینوا را ۵
روزی که شد دل ما روشن ز صیقل عشق
آئینه بود در زنگ جام جهاننما را ۶
منعم ز بیقراری بیاو مکن که هرچند
کردم طلب نجستم صبر گریز پا را ۷
بیگانهام ز خود ساخت بوی تو تا چه باشد
حال کسی که بیند دیدار آشنا را ۸
زر میشود بکف خاک ز اکسیر بینیازی
گو از جهان بکش دست جویای کیمیا را ۹
مشتاق اگر ز بزمش دورم عجب نباشد
دربارگاه سلطان کی ره بود گدا را ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴ - بامید چه جان از تن برآید ناتوانی را
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - کاش بیرون فتد از سینه دل زار مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.