هوش مصنوعی: این شعر از جدایی و فراق یار و تنها ماندن سخن می‌گوید. با استفاده از استعاره‌هایی مانند مرغ در قفس، باغبان و خزان، احساس غم و حسرت را بیان می‌کند. شاعر از رفتن همرهان و تنها ماندن افسوس می‌خورد و به اسارت و دوری از معشوق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و مضامین جدایی و حسرت برای سنین پایین مناسب نیست.

شماره ۶۵ - از جسم بکوی یار جان رفت

از جسم بکوی یار جان رفت
مرغی ز قفس به آشیان رفت ۱

از رفتن همرهان صد افسوس
تنها ماندیم و کاروان رفت ۲

مرغی نگشوده پر بشاخی
صد باغ بغارت خزان رفت ۳

صد بار بتیر حسرتم کشت
تا یار به خانه کمان رفت ۴

تا بر سر زد گلی ز شاخی
صد خار بپای باغبان رفت ۵

کاین مرغ اسیر در قفس ماند
چندانکه ز یادش آشیان رفت ۶

مشتاق ز قید او نخواهد
هرگز بسراغ آشیان رفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۴ - عشق آمد و غیر یار نگذاشت
گوهر بعدی:شماره ۶۶ - گلی و گل رخی تا در چمن هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.