هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد فراق و بیپناهی سخن میگوید و به عشق و جفای دوستان اشاره میکند. او از دلتنگی، تشنگی وصل، و رنجهای عشق میگوید و در نهایت به بندگی و عشق به معشوق اعتراف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا، درد فراق، و بندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۴ - زان در کجا توان رفت از بیپناهی ایدوست
زان در کجا توان رفت از بیپناهی ایدوست
با دوستان جفا کن چندانکه خواهی ایدوست ۱
رحمی که از جفایت در لجه محبت
وقتست کشتی ما گردد تباهی ایدوست ۲
دور از زلال وصلت در خاک میطپد دل
چون از جدائی آب لب تشنه ماهی ایدوست ۳
در گلستان عشقت از سرخ و زدر ما را
اشگیست ارغوانی رنگیست کاهی ایدوست ۴
ما دادخواه عشق و تو پادشاه حسنی
پیش تو لب چه بندیم از دادخواهی ایدوست ۵
روزیست کز غمت صبح گردد شب حیاتم
روزی که خواهد انداخت داغم سیاهی ایدوست ۶
یک بندهات چو من نیست کاول بر آستانت
خود بندگی گزیدم بر پادشاهی ایدوست ۷
پیشت بشکوه مشتاق زان لب نمیگشاید
کز جور خویش دانی حالش کماهی ایدوست ۸
با دوستان جفا کن چندانکه خواهی ایدوست ۱
رحمی که از جفایت در لجه محبت
وقتست کشتی ما گردد تباهی ایدوست ۲
دور از زلال وصلت در خاک میطپد دل
چون از جدائی آب لب تشنه ماهی ایدوست ۳
در گلستان عشقت از سرخ و زدر ما را
اشگیست ارغوانی رنگیست کاهی ایدوست ۴
ما دادخواه عشق و تو پادشاه حسنی
پیش تو لب چه بندیم از دادخواهی ایدوست ۵
روزیست کز غمت صبح گردد شب حیاتم
روزی که خواهد انداخت داغم سیاهی ایدوست ۶
یک بندهات چو من نیست کاول بر آستانت
خود بندگی گزیدم بر پادشاهی ایدوست ۷
پیشت بشکوه مشتاق زان لب نمیگشاید
کز جور خویش دانی حالش کماهی ایدوست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳ - دلم ز خاک ره آن غیرت پری برداشت
گوهر بعدی:شماره ۷۵ - سوی غربت آن بت خودکام محمل بست و رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.