هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد عشق و رنجهای روحی سخن میگوید. شاعر از درماندگی دل، اشتیاق به وصال معشوق، و رنجهای عشق شکایت میکند و از تشبیههای زیبا مانند غریق مرده در ساحل و قطرهای در برابر دریا استفاده میکند. همچنین، او از حوادث روزگار و ناملایمات زندگی گله میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از تشبیهها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۸۹ - بر اوست رحم که درمانده دل افتاده است
بر اوست رحم که درمانده دل افتاده است
کدام عقده چو این عقده مشکل افتاده است ۱
دمی بوصل تو چرخم چو آن غریق رساند
که مرده است وز دریا بساحل افتاده است ۲
دلم ز کوی بتان کی رهد که هر قدمی است
بخاک دامی و صیاد غافل افتاده است ۳
جز اشگ ما که بخود عمری از غمت نالید
کدام قطره بدریا مقابل افتاده است ۴
براه کوی تو آن رهروم که چون شده خاک
بسعی باد گذراش بمنزل افتاده است ۵
ز پایمال حوادث چه شکوه مجنونرا
که گشته گرد و بدنبال محمل افتاده است ۶
ز برق نیست غمم مزرع مرا مشتاق
ز تاب تشنگی آتش بحاصل افتاده است ۷
کدام عقده چو این عقده مشکل افتاده است ۱
دمی بوصل تو چرخم چو آن غریق رساند
که مرده است وز دریا بساحل افتاده است ۲
دلم ز کوی بتان کی رهد که هر قدمی است
بخاک دامی و صیاد غافل افتاده است ۳
جز اشگ ما که بخود عمری از غمت نالید
کدام قطره بدریا مقابل افتاده است ۴
براه کوی تو آن رهروم که چون شده خاک
بسعی باد گذراش بمنزل افتاده است ۵
ز پایمال حوادث چه شکوه مجنونرا
که گشته گرد و بدنبال محمل افتاده است ۶
ز برق نیست غمم مزرع مرا مشتاق
ز تاب تشنگی آتش بحاصل افتاده است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸ - کجا ز قهر تو غیر از توام پناهی هست
گوهر بعدی:شماره ۹۰ - گر بعاشق سر عتابش نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.