هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق عمیق شاعر به معشوق است که در آن دعا، مدعا، می و معشوق همه یکی دانسته شده‌اند. شاعر از جدایی معشوق درد می‌کشد و درمان درد خود را فقط در وجود معشوق می‌بیند. او خود را گدای درگاه معشوق می‌داند و هرچه هست را در همان می‌بیند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۲۵ - خوانم او را دعا همین باشد

خوانم او را دعا همین باشد
وز دعا مدعا همین باشد ۱

بس درین محفلم می و معشوق
تا همانست و تا همین باشد ۲

رودم دل کجا ز کنج لبت
گوشه دلگشا همین باشد ۳

در وداع تو تا دل و جان هست
تا همانست و تا همین باشد ۴

چون پی محملت ننالد دل
ناقه‌ات را درا همین باشد ۵

دردمند توام دوا چه کنم
من ودردت دوا همین باشد ۶

از در او کجا رود مشتاق
شه همان و گدا همین باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۴ - دولت فقر آفت زوال ندارد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۶ - از آن غم را دل ما خانه باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.