هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به توصیف معشوق و تأثیر عمیق او بر شاعر میپردازد. شاعر از زلف سیاه، چشمهای نافذ، و نگاه معشوق یاد میکند که همواره در ذهن او حاضر است و او را به وجد میآورد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی استعارهها و اشارات عرفانی نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارند.
شماره ۱۴۱ - شام شد زلف سیاه تو بیارم آمد
شام شد زلف سیاه تو بیارم آمد
گشت طالع مه و ماه تو ببارم آمد ۱
دوش در بادیه رم کرده غزالی میگشت
گردش چشم سیاه تو بیادم آمد ۲
بر سر شاخ کله گوشه گل باد شکست
شکن طرف کلاه تو بیادم آمد ۳
خنجر غرقه بخون در کف مستی دیدم
تیغ خونریز نگاه تو بیادم آمد ۴
بخسی آتشی از جلوه برقی افتاد
حال خود بر سر راه تو بیادم آمد ۵
تیری آمد بهدف تند ز شستی مشتاق
سرعت ناوک آه تو بیادم آمد ۶
گشت طالع مه و ماه تو ببارم آمد ۱
دوش در بادیه رم کرده غزالی میگشت
گردش چشم سیاه تو بیادم آمد ۲
بر سر شاخ کله گوشه گل باد شکست
شکن طرف کلاه تو بیادم آمد ۳
خنجر غرقه بخون در کف مستی دیدم
تیغ خونریز نگاه تو بیادم آمد ۴
بخسی آتشی از جلوه برقی افتاد
حال خود بر سر راه تو بیادم آمد ۵
تیری آمد بهدف تند ز شستی مشتاق
سرعت ناوک آه تو بیادم آمد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۰ - صد چشمم و رخسار تو دیدن نگذارند
گوهر بعدی:شماره ۱۴۲ - گفتم ز صبر کار بسامان شود نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.