هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ناامیدی و اندوه خود در عشق و فراق میگوید. او از بیوفایی معشوق، تلخی هجران و بیتأثیری صبر و طالع بر شرایطش شکایت دارد. هر امیدی که داشته به یأس تبدیل شده و هیچ راهی برای رسیدن به وصال یا آرامش پیدا نکرده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و تلخی هجران در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات غنایی دارد.
شماره ۱۴۲ - گفتم ز صبر کار بسامان شود نشد
گفتم ز صبر کار بسامان شود نشد
طالع بحکم و بخت به فرمان شود نشد ۱
یا آنکه ترک او بجفا دل کند نکرد
یا آنکه اوز کرده پشیمان شود نشد ۲
با جان ز دام کفر خط او رهد نرست
یا آن فرنگزاده مسلمان شود نشد ۳
یا همچو شمع آتش هجرت کشد نکشت
یا گلخن فراق گلستان شود نشد ۴
یا ذوق شهد وصل تو از دل رود نرفت
یا عادتم بتلخی هجران شود نشد ۵
با خود بکوی وصل تو دل ره برد نبرد
یا جذبه تو سلسله جنبان شود نشد ۶
مشتاق یا به راه غمت جان دهد نداد
یا مشکل فراق تو آسان شود نشد ۷
طالع بحکم و بخت به فرمان شود نشد ۱
یا آنکه ترک او بجفا دل کند نکرد
یا آنکه اوز کرده پشیمان شود نشد ۲
با جان ز دام کفر خط او رهد نرست
یا آن فرنگزاده مسلمان شود نشد ۳
یا همچو شمع آتش هجرت کشد نکشت
یا گلخن فراق گلستان شود نشد ۴
یا ذوق شهد وصل تو از دل رود نرفت
یا عادتم بتلخی هجران شود نشد ۵
با خود بکوی وصل تو دل ره برد نبرد
یا جذبه تو سلسله جنبان شود نشد ۶
مشتاق یا به راه غمت جان دهد نداد
یا مشکل فراق تو آسان شود نشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۱ - شام شد زلف سیاه تو بیارم آمد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۳ - خوش آنکه مرا وصل تن سیمنتی بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.