هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و دلدادگی شاعر به یار خود سخن میگوید. شاعر با توصیف زیباییهای یارش، مانند لب لعل، ابروی کمانی، و قامت سروی، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از درد فراق و انتظار مینالد، اما در عین حال، امیدوار است و به عشق یارش افتخار میکند. شاعر همچنین از بیقراری دلش و بیخوابیهای شبانه به دلیل غم عشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته در شعر ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند که برای گروه سنی بالاتر مناسبتر است.
شماره ۱۴۷ - بجز مئی که لب لعل یار من دارد
بجز مئی که لب لعل یار من دارد
کدام باده علاج خمار من دارد ۱
به من چه لطف بت میگسار من دارد
که مست خفته و سر در کنار من دارد ۲
روا مدار به خود ناامیدیم که ز تو
امیدها دل امیدوار من دارد ۳
بهیچ آبله خاری ندارد آن کاوش
که غمزه تو به جان فکار من دارد ۴
کدام صید فکن راست در کمان تیری
که ابروی بت عاشق شکار من دارد ۵
بسرو و گل زده صد طعنه این چه زیبائیست
که یار سرو قد گلعذار من دارد ۶
ننالم از ستم او که بیشتر کشدم
زیارئی که باغیار یار من دارد ۷
به پیک یار چه حاجت کزو دهد خبرم
طپیدنی که دل بیقرار من دارد ۸
نبرده هر که غمت خواب او چه آگاهی
ز حال دیده شب زندهدار من دارد ۹
رود بباغ و نبیند به لاله مشتاق
که آن نشان دل داغدار من دارد ۱۰
کدام باده علاج خمار من دارد ۱
به من چه لطف بت میگسار من دارد
که مست خفته و سر در کنار من دارد ۲
روا مدار به خود ناامیدیم که ز تو
امیدها دل امیدوار من دارد ۳
بهیچ آبله خاری ندارد آن کاوش
که غمزه تو به جان فکار من دارد ۴
کدام صید فکن راست در کمان تیری
که ابروی بت عاشق شکار من دارد ۵
بسرو و گل زده صد طعنه این چه زیبائیست
که یار سرو قد گلعذار من دارد ۶
ننالم از ستم او که بیشتر کشدم
زیارئی که باغیار یار من دارد ۷
به پیک یار چه حاجت کزو دهد خبرم
طپیدنی که دل بیقرار من دارد ۸
نبرده هر که غمت خواب او چه آگاهی
ز حال دیده شب زندهدار من دارد ۹
رود بباغ و نبیند به لاله مشتاق
که آن نشان دل داغدار من دارد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۶ - منم آنکه هر نفسم بدل ستمی ز عشوهگری رسد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۸ - چه شود که اهل جهان بکسی ز تف غم او شرری نرسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.