هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق نافرجام و دلبیقرار سخن میگوید. شاعر از درد دوری معشوق و آتش عشق مینالد و به ناپایداری دنیا و بیثباتی روزگار اشاره میکند. او از حکم گردون و ناتوانی خرد در برابر عشق میگوید و در نهایت، با وجود رنجها، خوشحال است که راهی به سوی معشوق پیدا کرده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و تمثیلهای پیچیده نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۶۸ - دل بیقرار عاشق نفسی قرار گیرد
دل بیقرار عاشق نفسی قرار گیرد
که تو در کنارش آئی وز خود کنار گیرد ۱
تو بمن نمیشوی گرم و بداغ رشک سوزم
چو بینم آتشی را که بجان خار گیرد ۲
نه هر آنکه راهپیما گذرش بمقصد افتد
که خدنک بر نشان جا یکی از هزار گیرد ۳
چکنم بحکم گردون که فلک بود سمندی
که ز سرکشی عنان را ز کف سوار گیرد ۴
ز خرد چه بهره آنرا که کند ز عشق منعم
که مکان کسی در آتش نه باختیار گیرد ۵
غم و راحت جهانرا نبود بقا ندانم
که کسی بغیر عبرت چه ز روزگار گیرد ۶
ز غمش رسیده جانم به لب و دلم باین خوش
که برون چو آید از تن ره کوی یار گیرد ۷
که تو در کنارش آئی وز خود کنار گیرد ۱
تو بمن نمیشوی گرم و بداغ رشک سوزم
چو بینم آتشی را که بجان خار گیرد ۲
نه هر آنکه راهپیما گذرش بمقصد افتد
که خدنک بر نشان جا یکی از هزار گیرد ۳
چکنم بحکم گردون که فلک بود سمندی
که ز سرکشی عنان را ز کف سوار گیرد ۴
ز خرد چه بهره آنرا که کند ز عشق منعم
که مکان کسی در آتش نه باختیار گیرد ۵
غم و راحت جهانرا نبود بقا ندانم
که کسی بغیر عبرت چه ز روزگار گیرد ۶
ز غمش رسیده جانم به لب و دلم باین خوش
که برون چو آید از تن ره کوی یار گیرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۷ - گشت مرغی زخمی تیری دلم آمد بیاد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۹ - دلم جای غم جانانه کردند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.