هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوعات عشق، جدایی، مرگ، تقدیر و امید می‌پردازد. شاعر از درد هجران، سختی‌های عشق و ناامیدی‌های زندگی سخن می‌گوید، اما در عین حال به امید و تحول مثبت نیز اشاره دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین برخی از مضامین مانند مرگ و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۷۹ - نیست وقتی که مرا جان بر جانان نشود

نیست وقتی که مرا جان بر جانان نشود
چون شود در بر جانان ز دل و جان نشود ۱

نه بزرگیست بدولت که همه عالم را
آرد ار زیر نگین دیو سلیمان نشود ۲

گفتیم مرگ بود چاره هجران ترسم
جان سختی دهم و مشکلم آسان نشود ۳

نبودش تنگ دل عشق شکفتن ورنه
غنچه‌ای نیست درین باغ که خندان نشود ۴

گفت کامت ندهم تا ندهی جان ترسم
آخر از شومی بخت این شود و آن نشود ۵

نیستی آب حیاتست بگوئید که خصر
قطره زن در طلب چشمه حیوان نشود ۶

به شدی کوش که بهتر شوی ارنه ستمست
قطره گوهر شود و گوهر غلطان نشود ۷

خود بخود کفر محبت شود آخر ایمان
کافر عشق تو گیرم که مسلمان شود ۸

بس چراغی زپی سوختن ما مشتاق
گو شب تیره پروانه چراغان نشود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۸ - زآن مبتلای هجرت عشرت طلب نباشد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۰ - خون ازین غم سزد از دیده بسمل برود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.