هوش مصنوعی: متن بالا بیانگر غم و اندوه عمیق شاعر از جدایی و فراق یار است. شاعر از اشک‌های خونین، حسرت، و احساس ناامیدی سخن می‌گوید و از خدا می‌خواهد که این سفر ناخواسته را نپذیرد. همچنین، او به زیبایی یار و تأثیر حضور و غیاب او در محفل اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غم‌انگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل زیبایی‌های ادبی و معنایی آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد.

شماره ۱۸۰ - خون ازین غم سزد از دیده بسمل برود

خون ازین غم سزد از دیده بسمل برود
که بحسرت نگران باشد و قاتل برود ۱

ما هم امشب سفری گشته خدایا مپسند
که برآید مه و آن ماه بمحفل برود ۲

کشتی ما که طلبکار شکست است چه سود
که شرطه وزین ورطه بساحل برود ۳

کر بخونم کشد از تیغ عماری‌کش یار
نتوانم نروم از پی و محمل برود ۴

ماه من انجمن افروز بتان است که او
چون ز محفل برود آرایش محفل رود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۹ - نیست وقتی که مرا جان بر جانان نشود
گوهر بعدی:شماره ۱۸۱ - صفای حسن بدیدن نمیشود آخر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.