هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و رنج عشق و اسارت می‌گوید. او از ناله‌های دل‌شکسته خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که حتی سنگ نیز از شنیدن این ناله‌ها خون می‌شود. شاعر به آزادی و اسارت اشاره دارد و می‌گوید مرغ گرفتار در قفس، دیگر آرزوی آزادی ندارد. او از بی‌وفایی و جفای دیگران شکایت می‌کند و از عشق و رنج‌های آن می‌نالد. شاعر همچنین به تاریکی و ظلمت اشاره می‌کند و از جستجوی نور و مهر سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج، اسارت، و بی‌وفایی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال سنگین باشد.

شماره ۱۹۷ - دل‌زارم باین زاری که می‌نالد ز آزارش

دل‌زارم باین زاری که می‌نالد ز آزارش
دل خارا شود خون شنود گر ناله زارش ۱

چه باکم از شکست بال و پر در قید صیادی
که آزادی نخواهد از قفس مرغ گرفتارش ۲

بر آن گلبن بامید چه مرغی آشیان بندد
که خون عندلیبی میچکد از نوک هر خارش ۳

فکنده در سواد اعظمی عشقم که از ظلمت
گریزد مهر و مه از روز تاریک و شب تارش ۴

فغان کافکنده در دارالشفائی عشق رنجورم
که دایم در سراغ شربت مرگست بیمارش ۵

فروغ مهر میجویم از آنمه ساده‌لوحی بین
که با اهل وفا هرگز نباشد جز جفاکارش ۶

چسان خونم نریزد کز شراب ناز چشم او
سیه مستیست خنجر بر کف مژگان خونخوارش ۷

ننالد بلبل آزرده دل چون در گلستانی
که فرق از هم ندارد در دل‌آزاری گل و خارش ۸

چنان مشتاق رست از قید دین در دام کفر آخر
که نه باشد خیال سبحه‌اش نه فکر زنارش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۶ - دیدم من از پهلوی دل از بس جفا خون کردمش
گوهر بعدی:شماره ۱۹۸ - بتی کز صحبتم گیرد ملالش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.