هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از فراق معشوق است. او از عشق و جدایی سخن میگوید، از اشکهایش که چراغ راهش شدهاند، و از قربانیهایی که در راه عشق داده است. شاعر از ناامیدی و تاریکی روزگارش مینالد، اما در عین حال، نشانهایی از تسلیم و پذیرش سرنوشت نیز در شعر دیده میشود.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر، همراه با استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده، برای درک و تجربهی کامل، به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند رنج و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۱۷ - دامن خویش ز خون مژه گلشن کردم
دامن خویش ز خون مژه گلشن کردم
از فراق تو چه گلها که بدامن کردم ۱
شد کفن دوختم آن جامه که از تار وفا
سیه آنروز که این رشته بسوزن کردم ۲
گفتم از عشق فروغی رسدم آه که شد
تیرهتر روزم از این شمع که روشن کردم ۳
روغن دیده گرفتم ز سرشک گلگون
بچراغون شب هجر تو روشن کردم ۴
آخرم دوست نگشتی تو و داغم که تمام
دوستانرا بخود از بهر تو دشمن کردم ۵
کردم از دیر و حرم رو بدر دل خود را
فارغ از پیروی شیخ و برهمن کردم ۶
قسمت برق چه خواهد شد آخر گیرم
سبز شد کشتهام و چیدم و خرمن کردم ۷
ریختم در ره عشق آنچه مرا بود بخاک
خویش را فارغ از اندیشه رهزن کردم ۸
چون جرس از دل هر سنگ برآید فریاد
بسکه در بادیه عشق تو شیون کردم ۹
نرسم در ره مقصود بجائی مشتاق
کانچه پیر خردم گفت مکن من کردم ۱۰
از فراق تو چه گلها که بدامن کردم ۱
شد کفن دوختم آن جامه که از تار وفا
سیه آنروز که این رشته بسوزن کردم ۲
گفتم از عشق فروغی رسدم آه که شد
تیرهتر روزم از این شمع که روشن کردم ۳
روغن دیده گرفتم ز سرشک گلگون
بچراغون شب هجر تو روشن کردم ۴
آخرم دوست نگشتی تو و داغم که تمام
دوستانرا بخود از بهر تو دشمن کردم ۵
کردم از دیر و حرم رو بدر دل خود را
فارغ از پیروی شیخ و برهمن کردم ۶
قسمت برق چه خواهد شد آخر گیرم
سبز شد کشتهام و چیدم و خرمن کردم ۷
ریختم در ره عشق آنچه مرا بود بخاک
خویش را فارغ از اندیشه رهزن کردم ۸
چون جرس از دل هر سنگ برآید فریاد
بسکه در بادیه عشق تو شیون کردم ۹
نرسم در ره مقصود بجائی مشتاق
کانچه پیر خردم گفت مکن من کردم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۶ - گرنه از وصل تو در هجر گهی یاد کنم
گوهر بعدی:شماره ۲۱۸ - بی تو بتان را چه سرور ای صنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.