هوش مصنوعی: شاعر در این متن از رنج‌های عاطفی، دوری از یاران و وطن، حسرت‌ها و ناکامی‌های خود سخن می‌گوید. او از تلخی‌های زندگی، نرسیدن به آرزوها و احساس غربت می‌نالد. همچنین، به نشنیده ماندن ناله‌هایش و رنج‌های ناشی از عشق اشاره می‌کند.
رده سنی: 18+ متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج، حسرت و غربت ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین و نامفهوم باشد.

شماره ۲۲۳ - بجان ز اندیشه غیرآمدم ز آن انجمن رفتم

بجان ز اندیشه غیرآمدم ز آن انجمن رفتم
بیاران صحبت او باد ارزانی که من رفتم ۱

مکافات شکفتن نیست آسان عاقبت دیدی
که چون گل زین گلستان رفتم و خونین کفن رفتم ۲

بسر در غربت آمد عمرم و نامد برم پیکی
مگر یکبارگی از یاد یاران وطن رفتم ۳

روم گفت از برت بیخود فتادم زین سخن بنگر
که او نارفته من رفتم ولی از خویشتن رفتم ۴

چه حاصل سبز شد گر کویت از سیرابی اشکم
که من با دامنی پرخار حسرت از چمن رفتم ۵

نشد ز آن لب نصیبم بوسه هرگز فغان کاخر
ز حسرت تلخ‌کام از کویت ایشیرین‌دهن رفتم ۶

دلم در سینه دارد ناله زاری که نشنیدم
ز یعقوب ار چه صد ره بر در بیت‌الحزن رفتم ۷

چه منت گر کمند طره او دستگیرم شد
که بیرون تنه لب آخر از آن چاه ذقن رفتم ۸

نرفت از حسرت شیرین لبی کس از جهان هرگز
باین جان کندن تلخی که من چون کوهکن رفتم ۹

چه سودار بود صد رنگم سخن مشتاق کز گیتی
در آخر غنچه‌سان مهر خموشی بر دهن رفتم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۲۲ - جهان روشن ز مهر عالم‌افروزی که من دارم
گوهر بعدی:شماره ۲۲۴ - چه میکردم گر از کف دامن وصلت نمیدادم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.