هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و جستجوی معشوق سخن میگوید. او در حیرت است که معشوق را کجا بجوید، چرا که گنجهای عالم در دست کسی نیست و نشانهای از معشوق نمییابد. شاعر از دوری معشوق رنج میبرد و تنها راه نجات را دعا و طلب کمک از خدا میداند. او در نهایت از معشوق میخواهد که از شکار دلهای عاشقان دست بردارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۲۵ - شه من ترا نشان نه که من گدات جویم
شه من ترا نشان نه که من گدات جویم
همه حیرتم ندانم ز که و کجات جویم ۱
چو بگنجهای عالم تو به دست کس نیایی
به کدام برگ یارب من بینوات جویم ۲
من دور از آستانت طلبم چه زین و آنت
ندهد کسی نشانت مگر از خدات جویم ۳
نه بدوستی نه دشمن نه به گلشنی نه گلخن
زکهات طلب کنم من ز کدام جات جویم ۴
بسر شکار خود آ تو شکار پیشه تا کی
بشکنج دام هجران من مبتلات جویم ۵
بدعا نجات باید طلبیدن از هر آفت
تو چه آفتی ندانم که بصد دعات جویم ۶
همه حیرتم ندانم ز که و کجات جویم ۱
چو بگنجهای عالم تو به دست کس نیایی
به کدام برگ یارب من بینوات جویم ۲
من دور از آستانت طلبم چه زین و آنت
ندهد کسی نشانت مگر از خدات جویم ۳
نه بدوستی نه دشمن نه به گلشنی نه گلخن
زکهات طلب کنم من ز کدام جات جویم ۴
بسر شکار خود آ تو شکار پیشه تا کی
بشکنج دام هجران من مبتلات جویم ۵
بدعا نجات باید طلبیدن از هر آفت
تو چه آفتی ندانم که بصد دعات جویم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۴ - چه میکردم گر از کف دامن وصلت نمیدادم
گوهر بعدی:شماره ۲۲۶ - جنوم را فزود از بسکه آن رفتار و قامت هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.