هوش مصنوعی: شاعر در این متن از رنج‌ها و گرفتاری‌های زندگی خود می‌گوید و بیان می‌کند که ترجیح می‌دهد در قفس باشد تا در میان مشکلات. او از بی‌تفاوتی دیگران نسبت به خود و احساس سرگردانی و بی‌هویتی سخن می‌گوید و عشق و مستی را به عنوان پناهگاهی از این رنج‌ها می‌ستاید. همچنین، از نامهربانی و بی‌الفتی دیگران شکایت کرده و خود را فردی بوالهوس می‌داند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و همچنین از احساسات پیچیده‌ای مانند سرگردانی و بی‌هویتی سخن می‌گوید که درک آن‌ها برای سنین پایین‌تر دشوار است.

شماره ۲۳۰ - چو فارغ در گرفتاری ز جور خاروخس باشم

چو فارغ در گرفتاری ز جور خاروخس باشم
همان بهتر که در گلشن نباشم در قفس باشم ۱

نگیرد چون غبارم دامن منزل بود یکسان
اگر از ره‌نوردان گاه پیش و گاه پس باشم ۲

ز عشقم سرخوش و فارغ ز هر دشمن نیم مستی
که در اندیشه روز از شحنه و شب از عسس باشم ۳

بخاتم گو مده صیاد مرغ بی‌پروبالم
که باشم در حصار عافیت تا در قفس باشم ۴

نمیخواند به بزمم یار و نه میراندم از در
نه مقبولم نه مردودم نمیدانم چه کس باشم ۵

بجولانگاه او کو قوت دستی که چون گردد
عنان‌کش بر سرم او را عنان‌گیر فرس باشم ۶

نه اکنون از غمت در چار موج اشکم افتاده
که عمری شد درین گرداب سرگردان چو خس باشم ۷

نمیگیرد بکس مشتاق آن نامهربان الفت
گرفتم اینکه من عاشق نباشم بوالهوس باشم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۲۹ - ربود دوش چنان باده وصال تو هوشم
گوهر بعدی:شماره ۲۳۱ - هم اول کاش از کویت من افکار میرفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.