هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و دلبستگی سخن میگوید، با تصاویری مانند گل و بلبل، قامت سرو، و قمار عشق. شاعر از از دست دادن دین و دل در این راه میگوید و از ناپایداری دنیا و ناشناخته بودن گوهر وجودی انسان سخن میراند. در پایان، با اشاره به سرو و رایت افراخته، حس مشتاقی و افتادن بر خاک را بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استعاری است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۸۰ - ز آن رخ افروخته و آن قامت افراخته
ز آن رخ افروخته و آن قامت افراخته
در فغان گل همچو بلبل سرو همچون فاخته ۱
در قمار عشقبازی دین و دل از من مجوی
دادهام سرمایه از کف چون حریف باخته ۲
گشته پر از بوالهوس کویت خوشا وقتی که بود
این گلستان چون بهشت از خاروخس پرداخته ۳
از خرد نبود زجور بخت سرکش ایمنی
زخم را آماده باید شد ز تیغ آخته ۴
هم شود معشوق دلنشناس دلبر گر کسی
جوهری گردد ز هم سنگ و گهر نشناخته ۵
با تو از یاد توام سوی منت گو کس میار
کارسازی نیست حاجت بهر کار ساخته ۶
سرو من مشتاق افرازد اگر قامت بباغ
سرو را بر خاک افتد رایت افراخته ۷
در فغان گل همچو بلبل سرو همچون فاخته ۱
در قمار عشقبازی دین و دل از من مجوی
دادهام سرمایه از کف چون حریف باخته ۲
گشته پر از بوالهوس کویت خوشا وقتی که بود
این گلستان چون بهشت از خاروخس پرداخته ۳
از خرد نبود زجور بخت سرکش ایمنی
زخم را آماده باید شد ز تیغ آخته ۴
هم شود معشوق دلنشناس دلبر گر کسی
جوهری گردد ز هم سنگ و گهر نشناخته ۵
با تو از یاد توام سوی منت گو کس میار
کارسازی نیست حاجت بهر کار ساخته ۶
سرو من مشتاق افرازد اگر قامت بباغ
سرو را بر خاک افتد رایت افراخته ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۹ - از پرتو مهر، شد آخر آن ماه
گوهر بعدی:شماره ۲۸۱ - مرا حسن و عشقست زاری و لابه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.