هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر درد و رنج شاعر از عشق نافرجام و بیوفایی معشوق است. شاعر از بیخبری معشوق از حالش، آتش عشق و سوختگیاش، و نقش معشوق در ایجاد این درد و رنج میگوید. همچنین، از رقیب و تغییر رفتار معشوق شکایت دارد و احساس میکند معشوق با اقداماتش او را میکشد. در عین حال، شاعر به زیباییها و جذابیتهای معشوق نیز اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهی پیچیده، درد و رنج عاطفی، و اشارههای غیرمستقیم به مرگ و خودکشی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر مناسب نباشد. درک کامل این مفاهیم نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۲۸۵ - بنگاهی ز خودم بیخبر انداختهای
بنگاهی ز خودم بیخبر انداختهای
دل من خوش که بحالم نظر انداختهای ۱
پرتو مهر توام نیست عجب کز خاکم
شام برداشتهای و سحر انداختهای ۲
گشتهای یار رقیب آه که بهر قتلم
رنگ نوریخته طرح دگر انداختهای ۳
بس جگرسوز بود داغ توزین آتش آه
که من سوخته را در جگر انداختهای ۴
خواهی ای شمع که گرد تو چو پروانه پرم
آتشم بهر چه بر بال و پر انداختهای ۵
گرم قتل منی و گشته فروتن برقیب
تیغ برداشتهای و سپر انداختهای ۶
پرگهر ساختهای حقه یاقوت و زرشک
عقدها در دل درج گهر انداختهای ۷
کرده خونها بدل غیر ز غیرت نظری
که بحال من خونین جگر انداختهای ۸
توئی آن خانه برانداز که هرجا چون برق
کردهای جلوه بسی خانه برانداختهای ۹
کی بمن ناو کی افکندهای از جور که تو
پی آن تیر نه تیر دگر انداختهای ۱۰
ایکه دانی هوس از عشق به افسوس که تو
سنگ برداشتهای و گهر انداختهای ۱۱
کرده مشتاق که در وادی عشقت نالان
کز فغان شور درین بوم و بر انداختهای ۱۲
دل من خوش که بحالم نظر انداختهای ۱
پرتو مهر توام نیست عجب کز خاکم
شام برداشتهای و سحر انداختهای ۲
گشتهای یار رقیب آه که بهر قتلم
رنگ نوریخته طرح دگر انداختهای ۳
بس جگرسوز بود داغ توزین آتش آه
که من سوخته را در جگر انداختهای ۴
خواهی ای شمع که گرد تو چو پروانه پرم
آتشم بهر چه بر بال و پر انداختهای ۵
گرم قتل منی و گشته فروتن برقیب
تیغ برداشتهای و سپر انداختهای ۶
پرگهر ساختهای حقه یاقوت و زرشک
عقدها در دل درج گهر انداختهای ۷
کرده خونها بدل غیر ز غیرت نظری
که بحال من خونین جگر انداختهای ۸
توئی آن خانه برانداز که هرجا چون برق
کردهای جلوه بسی خانه برانداختهای ۹
کی بمن ناو کی افکندهای از جور که تو
پی آن تیر نه تیر دگر انداختهای ۱۰
ایکه دانی هوس از عشق به افسوس که تو
سنگ برداشتهای و گهر انداختهای ۱۱
کرده مشتاق که در وادی عشقت نالان
کز فغان شور درین بوم و بر انداختهای ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۴ - ای که با اهل هوس نرد وفا باختهای
گوهر بعدی:شماره ۲۸۶ - گه مهر گویم گه مهت گه زهره گاهی مشتری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.