هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و اندوه خود به معشوق سخن می‌گوید. او از نگاه معشوق و تأثیر آن بر خود می‌گوید و از اشک‌های خونینی که از غم ریخته است. شاعر از ترس نظاره‌گران و گذر معشوق از کنارش می‌گوید و از زیبایی و تکبر معشوق که حتی خورشید و ماه را تحت تأثیر قرار داده است. او از عشق خود به معشوق و رنج‌هایی که تحمل کرده است سخن می‌گوید و از اینکه دین و دنیا را در راه این عشق فدا کرده است.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عشق و اندوه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۶۶ - سرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشت

سرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشت
اشک خون کردم ز غم چون بر من از عمدا گذشت ۱

من ز غم رفتم ولی ترسیدم از نظاره‌ای
کاندرین ساعت برین ره حور یا حورا گذشت ۲

گفت خورشید خرامان دیدم و ماه سما
کز تکبر دوش او ابر بر زهرهٔ زهرا گذشت ۳

لولو لال همی بارم ز عشقش در کنار
کز کنارم ناگهان آن لولو لالا گذشت ۴

با خط مشکین ز سیمین عارضی کایزد نهاد
مورچه گویی به عمدا بر رهی بیضا گذشت ۵

آنچه بر جانم رسید از عشق آن سیمین صنم
صد یکی زان بالله ار بر وامق و عذرا گذشت ۶

حلقهٔ زلفش بدی چون عروةالوثقی مرا
ای مسلمانان فغان کان عروةالوثقا گذشت ۷

دین و دنیا گفتمی در بازم اندر کار عشق
کار من با او کنون از دین و از دنیا گذشت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۵ - کار دل باز ای نگارینا ز بازی در گذشت
گوهر بعدی:غزل ۶۷ - زینهاد این یادگار از دست رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.