هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر غم و اندوه شاعر از دست دادن یار و عشق خود است. او از دست دادن دل، صبر، هوش و ثروت خود را در غم یار از دست رفته توصیف میکند و از یار میخواهد که به او کمک کند تا از این وضعیت نجات یابد. شاعر همچنین به از دست دادن هزاران چیز در راه عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۶۷ - زینهاد این یادگار از دست رفت
زینهاد این یادگار از دست رفت
در غم تو روزگار از دست رفت ۱
چون مرا دل بود با او برقرار
دل شد و با دل قرار از دست رفت ۲
سیم و زر بودی مرا و صبر و هوش
در غم تو هر چهار از دست رفت ۳
پای من در دام تو بس سخت ماند
گر نگیری دست کار از دست رفت ۴
یار بودی مر مرا از روی مهر
یاری اکنون کن که یار از دست رفت ۵
اینهمه خوارست کاندر عاشقی
چون سنایی صد هزار از دست رفت ۶
در غم تو روزگار از دست رفت ۱
چون مرا دل بود با او برقرار
دل شد و با دل قرار از دست رفت ۲
سیم و زر بودی مرا و صبر و هوش
در غم تو هر چهار از دست رفت ۳
پای من در دام تو بس سخت ماند
گر نگیری دست کار از دست رفت ۴
یار بودی مر مرا از روی مهر
یاری اکنون کن که یار از دست رفت ۵
اینهمه خوارست کاندر عاشقی
چون سنایی صد هزار از دست رفت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶ - سرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشت
گوهر بعدی:غزل ۶۸ - عشق ازین معشوقگان بی وفا دل بر گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.