هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دوری معشوق شکایت میکند. او احساس میکند که معشوق هرچند گاهی آشکار میشود، اما در واقع از دیدرس او پنهان است. شاعر از این دوری رنج میبرد و آرزو میکند که معشوق بیشتر در کنارش باشد. همچنین، او از بیتوجهی معشوق و عدم تحقق آرزوهایش ناراحت است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
شماره ۳۱۵ - بهر چه ز پرده برنمیآئی
بهر چه ز پرده برنمیآئی
کز لطف به چشم درنمیآئی ۱
پنهانی و آشکار میبینم
پیدائی و درنظر نمیآئی ۲
از کف ندهم چو عمر دامانت
دانم چو روی دگر نمیآئی ۳
ز آن مانده تهی ز سروت آغوشم
کز سرکشیم بسر نمیآئی ۴
کامم چو نمیدهی بود یکسان
گرمی آئی و گر نمیآئی ۵
از صول توأم چه سود گر خویشم
ناساخته بیخبر نمیآئی ۶
مشتاق نمیروی بکوی او
یکره که بچشم تر نمیآئی ۷
کز لطف به چشم درنمیآئی ۱
پنهانی و آشکار میبینم
پیدائی و درنظر نمیآئی ۲
از کف ندهم چو عمر دامانت
دانم چو روی دگر نمیآئی ۳
ز آن مانده تهی ز سروت آغوشم
کز سرکشیم بسر نمیآئی ۴
کامم چو نمیدهی بود یکسان
گرمی آئی و گر نمیآئی ۵
از صول توأم چه سود گر خویشم
ناساخته بیخبر نمیآئی ۶
مشتاق نمیروی بکوی او
یکره که بچشم تر نمیآئی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۴ - خوش آن عاشق که سویش گاهگاهی
گوهر بعدی:شماره ۳۱۶ - سرای دیدهام منزلگه جانانه بایستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.