هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و جدایی میگوید و از ناسازگاری معشوق شکایت میکند. او از شادیهای معشوق که برایش دردناک است سخن میگوید و به بیوفایی و سست عهدی او اشاره میکند. شاعر در نهایت تسلیم سرنوشت شده و خود را بندهٔ معشوق میداند، هرچند که آرزوی وصال دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و درد جدایی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به درک بالاتری از احساسات و تجربیات زندگی دارند.
شماره ۳۱۹ - تلخ کامم من از شکر خندی
تلخ کامم من از شکر خندی
که ز هر خنده بکشند قندی ۱
او بمن رام شد ببین با هم
سست عهدی و سخت پیوندی ۲
تلخ کامان عشق را چه علاج
جز شکر خنده شکر خندی ۳
از اسیری چه خوشتر است مباد
صیدی آزاد گردد از بندی ۴
سوخت هجران مرا چنانکه نسوخت
پدری از فراق فرزندی ۵
خواه ما را ببخش و خواه بسوز
ما همه بنده تو خداوندی ۶
سوزدم حسرت از تو چون یابد
آرزوی دل آرزومندی ۷
بینی آخر ازو وفا مشتاق
گر کنی صبر بر جفا چندی ۸
که ز هر خنده بکشند قندی ۱
او بمن رام شد ببین با هم
سست عهدی و سخت پیوندی ۲
تلخ کامان عشق را چه علاج
جز شکر خنده شکر خندی ۳
از اسیری چه خوشتر است مباد
صیدی آزاد گردد از بندی ۴
سوخت هجران مرا چنانکه نسوخت
پدری از فراق فرزندی ۵
خواه ما را ببخش و خواه بسوز
ما همه بنده تو خداوندی ۶
سوزدم حسرت از تو چون یابد
آرزوی دل آرزومندی ۷
بینی آخر ازو وفا مشتاق
گر کنی صبر بر جفا چندی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۸ - من کیستم ز خنجر بیرحم قاتلی
گوهر بعدی:شماره ۳۲۰ - چون رفتی افکندی، بر خاکم از خواری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.