هوش مصنوعی: این متن شعری است که به زیبایی‌های فصل بهار و لذت نوشیدن شراب اشاره می‌کند. شاعر از سستی و کاهلی در چنین فصلی انتقاد می‌کند و توبه از شراب را در این زمان نادرست می‌داند. او عشق و توبه را ناسازگار می‌داند و از یاری که از جمع آنها نیست، یاد می‌کند. شاعر به سرنوشت خود راضی است و از زندگی لذت می‌برد.
رده سنی: 18+ این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و میگساری ممکن است برای سنین پایین‌تر مناسب نباشد.

غزل ۷۳ - گل به باغ آمده تقصیر چراست

گل به باغ آمده تقصیر چراست
ساقیا جام می لعل کجاست ۱

به چنین وقت و چنین فصل عزیز
کاهلی کردن و سستی نه رواست ۲

ای سنایی تو مکن توبه ز می
که تو را توبه درین فصل خطاست ۳

عاشقی خواهی و پس توبه کنی
توبه و عشق بهم ناید راست ۴

روزکی چند بود نوبت گل
روزه و توبه همه روز بجاست ۵

جز از آن نیست که گویند مرا
یار بود آنکه نه از مجمع ماست ۶

شد به بد مردی و میخانه گزید
نیک مردی را با زهد نخواست ۷

من به بد مردی خرسند شدم
هر قضایی که بود خود ز قضاست ۸

ای بدا مرد که امروز منم
ای خوشا عیش که امروز مراست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۳۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۲ - نخواهم من طریق و راه طامات
گوهر بعدی:غزل ۷۴ - ای مستان خیزید که هنگام صبوحست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.