هوش مصنوعی:
این متن روایتگر داستانی است که در آن یکی از یاران پیامبر (ص) به نام ثمره، از رفتار زشت و ناپسند مردی به نام یزید انتقاد میکند. یزید با بیاحترامی به پیامبر و خانوادهاش، باعث ناراحتی و خشم ثمره میشود. ثمره با شجاعت از پیامبر دفاع میکند و یزید را به خاطر اعمال زشتش سرزنش میکند. در پایان، یزید با ناسزاگویی ثمره را از مجلس بیرون میکند.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق دینی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند انتقاد از رفتار ناپسند و دفاع از ارزشهای دینی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
بخش ۹۸ - گفتگوی ثمره ابن جندب با یزید در یاری سرامام شهید(ع)
نگویم به آن چوب دستی چه کرد
که قلب نبی زان شود پر ز درد ۱
همی گفت دارم ازین سر عجب
کزین خوب تر نیست دندان و لب ۲
یکی مرد ز اصحاب خیرالانام
که خود ثمره و جندبش بود نام ۳
درآنجای بد دید تا او چه کرد
خروشید بروی که ای زشت مرد ۴
چه کارست این؟ شرمی ازکردگار
که با چشم خود دیده ام چند بار ۵
پیمبر بر این لب بسی بوسه داد
به بدخواه او لب به نفرین گشاد ۶
مکن جان احمد (ص) پر ز درد
کسی با خداوند خود این نکرد ۷
برآشفت و گفتا بد اختر بدوی
که لب را ببند از چنین گفتگوی ۸
نبودی ز یاران آن شاه اگر
کنون از تنتدور می گشت سر ۹
به پا خاست ثمره بگفت ای پلید
کسی اینچنین تیره رایی ندید ۱۰
به من میکنی این چنین احترام
که هستم ز یاران خیرالانام ۱۱
ولی خون بریزی ز فرزند او
همه دوده و پاک پیوند او ۱۲
سرش را بیاری به بزم شراب
بیاری از این کرده ی ناصواب ۱۳
زنان تو در پرده ها شادمان
عیال نبی نزد نامحرمان ۱۴
مسلمانی این نیست ایمرد زشت
بدین کیش خندند اهل کنشت ۱۵
ز گفتار آن پیر بی واهمه
برآمد از آن انجمن همهمه ۱۶
ز غوغا بترسید برخود یزید
بر آشفت بر پیر مرد سعید ۱۷
بسی ناسزا گفت و راندش زپیش
برون رفت مرد از پی کار خویش ۱۸
یهودی یکی مرد جالوت نام
که بد پیشوای یهودان به شام ۱۹
که قلب نبی زان شود پر ز درد ۱
همی گفت دارم ازین سر عجب
کزین خوب تر نیست دندان و لب ۲
یکی مرد ز اصحاب خیرالانام
که خود ثمره و جندبش بود نام ۳
درآنجای بد دید تا او چه کرد
خروشید بروی که ای زشت مرد ۴
چه کارست این؟ شرمی ازکردگار
که با چشم خود دیده ام چند بار ۵
پیمبر بر این لب بسی بوسه داد
به بدخواه او لب به نفرین گشاد ۶
مکن جان احمد (ص) پر ز درد
کسی با خداوند خود این نکرد ۷
برآشفت و گفتا بد اختر بدوی
که لب را ببند از چنین گفتگوی ۸
نبودی ز یاران آن شاه اگر
کنون از تنتدور می گشت سر ۹
به پا خاست ثمره بگفت ای پلید
کسی اینچنین تیره رایی ندید ۱۰
به من میکنی این چنین احترام
که هستم ز یاران خیرالانام ۱۱
ولی خون بریزی ز فرزند او
همه دوده و پاک پیوند او ۱۲
سرش را بیاری به بزم شراب
بیاری از این کرده ی ناصواب ۱۳
زنان تو در پرده ها شادمان
عیال نبی نزد نامحرمان ۱۴
مسلمانی این نیست ایمرد زشت
بدین کیش خندند اهل کنشت ۱۵
ز گفتار آن پیر بی واهمه
برآمد از آن انجمن همهمه ۱۶
ز غوغا بترسید برخود یزید
بر آشفت بر پیر مرد سعید ۱۷
بسی ناسزا گفت و راندش زپیش
برون رفت مرد از پی کار خویش ۱۸
یهودی یکی مرد جالوت نام
که بد پیشوای یهودان به شام ۱۹
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۹
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۹۷ - جا دادن یزید پلید
گوهر بعدی:بخش ۹۹ - مسلمانی جالوت یهودی و شهادتش دریاری سرامام شهید(ع)
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.