هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از لذت نوشیدن شراب و مستی سخن میگوید و بیان میکند که این حالت او را از خود بیخود کرده و به حق نزدیک میسازد. او از رهایی از خود و وابستگی به حق صحبت میکند و تأکید میکند که تنها با فانی شدن در حق میتوان به یاری حقیقی دست یافت.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و مستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر مناسب نباشد.
غزل ۱۶۰ - ای سنایی خیز و در ده آن شراب بی خمار
ای سنایی خیز و در ده آن شراب بی خمار
تا زمانی می خوریم از دست ساقی بی شمار ۱
از نشاط آنکه دایم در سرم مستی بود
عمرهای خوش بگذرانم بر امید غمگسار ۲
هست خوش باشد کسی را کو ز خود باشد بری
خوش بود مستی و هستی خاصه بر روی نگار ۳
من به حق باقی شدم اکنون که از خود فانیم
هان ز خود فانی مطلق شو به حق شو استوار ۴
دل ز خود بردار ای جان تا به حق فانی شوی
آنکه از خود فارغ آمد فرد باشد پیش یار ۵
من به خود قادر نیم زیرا که هستم ز آب و گل
چون بوم جایی که هستم چون یتیمی دلفگار ۶
تا زمانی می خوریم از دست ساقی بی شمار ۱
از نشاط آنکه دایم در سرم مستی بود
عمرهای خوش بگذرانم بر امید غمگسار ۲
هست خوش باشد کسی را کو ز خود باشد بری
خوش بود مستی و هستی خاصه بر روی نگار ۳
من به حق باقی شدم اکنون که از خود فانیم
هان ز خود فانی مطلق شو به حق شو استوار ۴
دل ز خود بردار ای جان تا به حق فانی شوی
آنکه از خود فارغ آمد فرد باشد پیش یار ۵
من به خود قادر نیم زیرا که هستم ز آب و گل
چون بوم جایی که هستم چون یتیمی دلفگار ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۹ - زهی حسن و زهی عشق و زهی نور و زهی نار
گوهر بعدی:غزل ۱۶۱ - زینهار ای یار گلرخ زینهار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.