هوش مصنوعی:
این متن به ناپایداری دنیا و گذر عمر اشاره دارد. شاعر از شکسته شدن عهد جوانی، از بین رفتن عشق و شادیهای گذشته، و تبدیل شدن همهی لذتها به خاطراتی تلخ میگوید. همچنین، او به فانی بودن قدرت و ثروت، و نابودی قصرها و داراییهای شاهان اشاره میکند. در نهایت، متن هشداری است دربارهی وابسته نشدن به دنیای فانی.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، موضوعات مرتبط با مرگ و ناپایداری زندگی ممکن است برای کودکان سنگین باشد.
شماره ۴۰ - ای دریغا که عهد برنایی
ای دریغا که عهد برنایی
عهد بشکست و جاودانه نماند ۱
از زمانه غرض جوانی بود
لیکن از گردش زمانه نماند ۲
آب معشوق را زمانه بریخت
کاتش عشق را زبانه نماند ۳
زان همه عیش ها که ما کردیم
بهره ما به جز فسانه نماند ۴
زان همه کامها که ما راندیم
جز وبال اندر آن میانه نماند ۵
تا کمانی گرفت قامت ما
تیر امید را نشانه نماند ۶
بر دل از بیم تازیانه مرگ
طمع اسب و تازیانه نماند ۷
در سر از سهم گور خانه تنگ
هوس بوستان و خانه نماند ۸
چون به پیری رسید نوبت عمر
نوبت توبه را بهانه نماند ۹
چند خواهی شنید از این و از آن
که فلان رفت و آن فلانه نماند ۱۰
هم یکی روز آن تو شنوند
که فلان خواجه یگانه نماند ۱۱
ای بسا سرکشان که در سرشان
نعمت و ناز خسروانه نماند ۱۲
خانه پر دانه های در کردند
زان همه دانه نیم دانه نماند ۱۳
قصر شاهان خراب گشت همه
در و درگاه و آستانه نماند ۱۴
آسمانه بر آسمان بردند
آسمان ماند و آسمانه نماند ۱۵
در جهان هیچ دل مبندکه آنک
دل در او بست شادمانه نماند ۱۶
عهد بشکست و جاودانه نماند ۱
از زمانه غرض جوانی بود
لیکن از گردش زمانه نماند ۲
آب معشوق را زمانه بریخت
کاتش عشق را زبانه نماند ۳
زان همه عیش ها که ما کردیم
بهره ما به جز فسانه نماند ۴
زان همه کامها که ما راندیم
جز وبال اندر آن میانه نماند ۵
تا کمانی گرفت قامت ما
تیر امید را نشانه نماند ۶
بر دل از بیم تازیانه مرگ
طمع اسب و تازیانه نماند ۷
در سر از سهم گور خانه تنگ
هوس بوستان و خانه نماند ۸
چون به پیری رسید نوبت عمر
نوبت توبه را بهانه نماند ۹
چند خواهی شنید از این و از آن
که فلان رفت و آن فلانه نماند ۱۰
هم یکی روز آن تو شنوند
که فلان خواجه یگانه نماند ۱۱
ای بسا سرکشان که در سرشان
نعمت و ناز خسروانه نماند ۱۲
خانه پر دانه های در کردند
زان همه دانه نیم دانه نماند ۱۳
قصر شاهان خراب گشت همه
در و درگاه و آستانه نماند ۱۴
آسمانه بر آسمان بردند
آسمان ماند و آسمانه نماند ۱۵
در جهان هیچ دل مبندکه آنک
دل در او بست شادمانه نماند ۱۶
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۶
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹ - فضلی که بر او زکات باشد
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - اگر مروت و جود است در جهان موجود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.