هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلدادگی خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه در دام عشق او گرفتار شده است. او از زلف معشوق به عنوان دام و از خود به عنوان شکار یاد میکند و از رنجها و دردهای عشق مینالد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت میشود.
غزل ۱۷۱ - باز در دام بلای تو فتادیم ای پسر
باز در دام بلای تو فتادیم ای پسر
بر سر کویت خروشان ایستادیم ای پسر ۱
زلف تو دام است و خالت دانه و ما ناگهان
بر امید دانه در دام اوفتادیم ای پسر ۲
گاه با چشم و دل پر آتش و آب ای نگار
گاه با فرق و دو لب بر خاک و بادیم ای پسر ۳
تا دل ما شد اسیر عقرب زلفین تو
همچو عقرب دستها بر سر نهادیم ای پسر ۴
از هوس بر حلقهٔ زلفین تو بستیم دل
تا ز غم بر رخ ز دیده خون گشادیم ای پسر ۵
بر سر کویت خروشان ایستادیم ای پسر ۱
زلف تو دام است و خالت دانه و ما ناگهان
بر امید دانه در دام اوفتادیم ای پسر ۲
گاه با چشم و دل پر آتش و آب ای نگار
گاه با فرق و دو لب بر خاک و بادیم ای پسر ۳
تا دل ما شد اسیر عقرب زلفین تو
همچو عقرب دستها بر سر نهادیم ای پسر ۴
از هوس بر حلقهٔ زلفین تو بستیم دل
تا ز غم بر رخ ز دیده خون گشادیم ای پسر ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۰ - حلقهٔ زلف تو در گوش ای پسر
گوهر بعدی:غزل ۱۷۲ - ماه مجلس خوانمت یا سرو بستان ای پسر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.