هوش مصنوعی:
در این متن، سنایی از عشق به عنوان مفهومی فراتر از کفر و دین سخن میگوید و تأکید میکند که در عشق، جان دادن و جان ستاندن یکسان است. او از خواننده میخواهد که به جای جستجوی ظواهر، به درون خود بنگرد و حقیقت عشق را درک کند. همچنین، او از یوسف گمشده و نیاز به بازگشت به خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. مفاهیمی مانند عشق فراتر از کفر و دین، و دروننگری، برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار و نامفهوم باشد.
غزل ۱۷۷ - ای سنایی کفر و دین در عاشقی یکسان شمر
ای سنایی کفر و دین در عاشقی یکسان شمر
جان ده اندر عشق و آنگه جان ستان را جان شمر ۱
کفر و ایمان گر به صورت پیش تو حاضر شوند
دستگاه کفر بیش از مایهٔ ایمان شمر ۲
ور نمیدانی که خود جانان چه باشد در صفا
هر چه آن را از تو بیرون برد آن را آن شمر ۳
چشمهٔ حیوان چه جویی قطرهای آب از نیاز
در کنار افشان ز چشم و چشمهٔ حیوان شمر ۴
یوسف گم کرده از نو دیدهٔ شوخی بدوز
پوست را بر قالب خود خانهٔ احزان شمر ۵
جان ده اندر عشق و آنگه جان ستان را جان شمر ۱
کفر و ایمان گر به صورت پیش تو حاضر شوند
دستگاه کفر بیش از مایهٔ ایمان شمر ۲
ور نمیدانی که خود جانان چه باشد در صفا
هر چه آن را از تو بیرون برد آن را آن شمر ۳
چشمهٔ حیوان چه جویی قطرهای آب از نیاز
در کنار افشان ز چشم و چشمهٔ حیوان شمر ۴
یوسف گم کرده از نو دیدهٔ شوخی بدوز
پوست را بر قالب خود خانهٔ احزان شمر ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۵۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۶ - همواره جفا کردن تا کی بود ای دلبر
گوهر بعدی:غزل ۱۷۸ - ای یوسف حسن و کشی خورشید خوی خوش سیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.