هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از ساقی میخواهد که به او شراب بدهد و در عین حال از او میخواهد که از زیادهروی بپرهیزد. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، عرفان، و فلسفه استفاده میکند و به مفاهیمی مانند رهایی از دام دنیوی، همراهی با عیسی، و اهمیت علم اشاره میکند. او همچنین از ساقی میخواهد که غم را از دل او دور کند.
رده سنی:
18+
این متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و مفاهیم مرتبط با آن ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۱۷۹ - ساقیا می ده و نمی کم گیر
ساقیا می ده و نمی کم گیر
وز سر زلف خود خمی کم گیر ۱
گر به یک دم بماندهای در دام
جستی از دام پس دمی کم گیر ۲
رو که عیسی دلیل و همره تست
ره همی رو تو مریمی کم گیر ۳
عالمی علم بر تو جمع شدست
علم باقیست عالمی کم گیر ۴
ز کما بیش بر تو نقصان نیست
چون تو بیشی ز کم کمی کم گیر ۵
بم گسسته ست زیر و زار خوشست
زحمت زخمه را به می کم گیر ۶
گر سنایی غمیست بر دل تو
یا غمی باش یا غمی کم گیر ۷
وز سر زلف خود خمی کم گیر ۱
گر به یک دم بماندهای در دام
جستی از دام پس دمی کم گیر ۲
رو که عیسی دلیل و همره تست
ره همی رو تو مریمی کم گیر ۳
عالمی علم بر تو جمع شدست
علم باقیست عالمی کم گیر ۴
ز کما بیش بر تو نقصان نیست
چون تو بیشی ز کم کمی کم گیر ۵
بم گسسته ست زیر و زار خوشست
زحمت زخمه را به می کم گیر ۶
گر سنایی غمیست بر دل تو
یا غمی باش یا غمی کم گیر ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۸ - ای یوسف حسن و کشی خورشید خوی خوش سیر
گوهر بعدی:غزل ۱۸۰ - هر زمان چنگ بر کنار مگیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.