هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر عاشق میپردازد. شاعر از زیبایی مو و چهره معشوق سخن میگوید و بیان میکند که این زیبایی باعث شادی و نور در زندگی او شده است. او همچنین از عشق عمیق خود به معشوق و درد هجران سخن میگوید و آرزو میکند که شبهای عاشق و معشوق به روز تبدیل نشود.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۸۲ - با تابش زلف و رخت ای ماه دلفروز
با تابش زلف و رخت ای ماه دلفروز
از شام تو قدر آید و از صبح تو نوروز ۱
از جنبش موی تو برآید دو گل از مشک
وز تابش روی تو برآید دو شب از روز ۲
بر گرد یکی گرد دل ما و در آن دل
گر جز غم خود یابی آتش زن و بفروز ۳
هر چند همه دفتر عشاق بخواندیم
با این همه در عشق تو هستیم نوآموز ۴
در مملکت عاشقی از پسته و بادام
بوس تو جهانگیر شد و غمزه جهانسوز ۵
تا دیدهٔ ما جز به تو آرام نگیرد
از بوسهش مهری کن و ز غمزهش بردوز ۶
با هجر تو هر شب ز پی وصل تو گویم
یارب تو شب عاشق و معشوق مکن روز! ۷
از شام تو قدر آید و از صبح تو نوروز ۱
از جنبش موی تو برآید دو گل از مشک
وز تابش روی تو برآید دو شب از روز ۲
بر گرد یکی گرد دل ما و در آن دل
گر جز غم خود یابی آتش زن و بفروز ۳
هر چند همه دفتر عشاق بخواندیم
با این همه در عشق تو هستیم نوآموز ۴
در مملکت عاشقی از پسته و بادام
بوس تو جهانگیر شد و غمزه جهانسوز ۵
تا دیدهٔ ما جز به تو آرام نگیرد
از بوسهش مهری کن و ز غمزهش بردوز ۶
با هجر تو هر شب ز پی وصل تو گویم
یارب تو شب عاشق و معشوق مکن روز! ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۱ - سکوت معنویان را بیا و کار بساز
گوهر بعدی:غزل ۱۸۳ - تا جایزی همی نشناسی ز لایجوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.