هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، درد فراق، و رنجهای عاشقی سخن میگوید. او از محو شدن خود در معشوق، اضطراب ناشی از تمنای دیدار، و زخمهای دل شکسته مینالد. همچنین، اشارهای به بیاعتمادی و بدگمانی دارد و در پایان، به ناپدید شدن نشانههای عشق در گذر زمان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اصطلاحات شعری و ادبی، برای درک بهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
شماره ۳۷ - ز عاشق می شود معشوق را نام و نشان پیدا
ز عاشق می شود معشوق را نام و نشان پیدا
ثمر نیکو نیاید تا نگردد باغبان پیدا ۱
خودی ها محو گردد گر تو از رخ پرده برداری
گمان پوشیده گردد هر کجا گردد عیان پیدا ۲
من آن روزی که بر رخ فتنه می شد زلف می گفتم
که روز خوش نخواهد گشت هرگز در جهان پیدا ۳
در آن صحرای بی پرسش که رهزن راهبر باشد
دل مجروح گردد کاروان در کاروان پیدا ۴
تبی گر عارض جسمم شود آن را دوا سازم
چه سازم سوز عشقی را که شد در استخوان پیدا ۵
تمنایش چو گردد گرد خاطر مضطرب گردم
چو محتاجی که گردد در سرایش میهمان پیدا ۶
بغل از نامه احباب پر کرد و نمی خواند
که می ترسد شود مکتوب من هم در میان پیدا ۷
نمی دانم ز من در جان سپاری ها چه نقصان شد
که اکثر می شود از بدگمانی امتحان پیدا ۸
«نظیری » سوی او کم رو که امروزست یا فردا
که از خاکسترت هم نیست در کویش نشان پیدا ۹
ثمر نیکو نیاید تا نگردد باغبان پیدا ۱
خودی ها محو گردد گر تو از رخ پرده برداری
گمان پوشیده گردد هر کجا گردد عیان پیدا ۲
من آن روزی که بر رخ فتنه می شد زلف می گفتم
که روز خوش نخواهد گشت هرگز در جهان پیدا ۳
در آن صحرای بی پرسش که رهزن راهبر باشد
دل مجروح گردد کاروان در کاروان پیدا ۴
تبی گر عارض جسمم شود آن را دوا سازم
چه سازم سوز عشقی را که شد در استخوان پیدا ۵
تمنایش چو گردد گرد خاطر مضطرب گردم
چو محتاجی که گردد در سرایش میهمان پیدا ۶
بغل از نامه احباب پر کرد و نمی خواند
که می ترسد شود مکتوب من هم در میان پیدا ۷
نمی دانم ز من در جان سپاری ها چه نقصان شد
که اکثر می شود از بدگمانی امتحان پیدا ۸
«نظیری » سوی او کم رو که امروزست یا فردا
که از خاکسترت هم نیست در کویش نشان پیدا ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - ز حرمانم غمی در خاطر یاران شود پیدا
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - گل خلعت نو داد دگر شاخ کهن را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.