هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از نظیری نیشابوری به بیان تفاوتهای عشق مجازی و حقیقی میپردازد. شاعر از فداکاریهای بیثمر در عشق مجازی سخن میگوید و طلب لذت عشق حقیقی را دارد. او اشاره میکند که درک رمز و راز عشق تنها برای اهل دل ممکن است و از دلباختگی به معشوق زمینی و پیامدهای آن مینالد. در پایان، شاعر از ناتوانی در برابر فریبهای عشق و معشوق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی در این شعر نیاز به درک و تجربه کافی از زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای بهکار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. این محتوا برای کسانی مناسب است که توانایی تحلیل و درک مضامین پیچیده عرفانی را دارند.
شماره ۵۷ - به غیر از رنگ و بویی نیست این عشق مجازی را
به غیر از رنگ و بویی نیست این عشق مجازی را
عطا کن لذت طعم حقیقت عشق بازی را ۱
عزیزان را فدا کردم سر و سامان هبا کردم
نیرزم گوشه چشمی بنازم بی نیازی را ۲
عبارت کوته و دل تنگ و خاصان ملک زیبا
چه داند مرد صحرایی طریق کارسازی را ۳
کسی تفسیر رمز عاشق و معشوق کی داند
به جز مکی نمی داند لغت های حجازی را ۴
همه سرمایه اقرار و ایمان بود رخسارت
فغان از خال هندویت که کافر کرد غازی را ۵
گرسنه باز شاهنشاه و ما صیاد بی طالع
دل کبکی نثار آریم خوی شاهبازی را ۶
صبوح و روح برهم خورد چون بانگ صلات آمد
به زیر آرید از طاق این کهن دلق نمازی را ۷
گر از یک ره نماید روی از صد ره درون آید
«نظیری » چاره چون سازد فریب ترکتازی را ۸
عطا کن لذت طعم حقیقت عشق بازی را ۱
عزیزان را فدا کردم سر و سامان هبا کردم
نیرزم گوشه چشمی بنازم بی نیازی را ۲
عبارت کوته و دل تنگ و خاصان ملک زیبا
چه داند مرد صحرایی طریق کارسازی را ۳
کسی تفسیر رمز عاشق و معشوق کی داند
به جز مکی نمی داند لغت های حجازی را ۴
همه سرمایه اقرار و ایمان بود رخسارت
فغان از خال هندویت که کافر کرد غازی را ۵
گرسنه باز شاهنشاه و ما صیاد بی طالع
دل کبکی نثار آریم خوی شاهبازی را ۶
صبوح و روح برهم خورد چون بانگ صلات آمد
به زیر آرید از طاق این کهن دلق نمازی را ۷
گر از یک ره نماید روی از صد ره درون آید
«نظیری » چاره چون سازد فریب ترکتازی را ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶ - زیستم بس که به تدبیر خود از خامی ها
گوهر بعدی:شماره ۵۸ - کجا بودی که امشب سوختی آزرده جانی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.