هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد و رنج درونی خود می‌گوید که بین رفتن و ماندن در تنگنا قرار گرفته است. او از ناتوانی جسمی و روحی خود سخن می‌گوید و احساس غم و اندوه عمیقی را بیان می‌کند. همچنین، به ناامیدی از بخت بد و شرایط سخت زندگی اشاره دارد. در نهایت، تنها پناه خود را خدا می‌داند و از تنهایی و ابهام در زندگی می‌نالد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار بوده و ممکن است برای آن‌ها سنگین باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و تنهایی نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.

شماره ۱۰۶ - چنان ز خانه برون رفتنم به دل ننگ است

چنان ز خانه برون رفتنم به دل ننگ است
که آستانه بیابان و گام فرسنگ است ۱

به جان در تن مفلوج گشته می مانم
که در برآمدنم رنج و ماندنم ننگ است ۲

رگ روان بگدازد چو گریه گرم شود
شراره در دل فولاد و قطره در سنگ است ۳

به دامن دل پاک تو داغ تو نرسد
ز بس گریسته ام خون دیده بی رنگ است ۴

دلم ز صورت کارم غریق اندوهست
که عکس طلعت زنگی بر آینه زنگ است ۵

به گردش مه و خورشید طعنه ها دارم
به بخت خویش زیانکاره بر سر جنگ است ۶

غریب نقش خیالی بر آب زد دیده
بجز خدای که داند که این چه نیرنگ است ۷

نوا به گوشت اگر مختلف رسد چه عجب
که یک ترانه ما در هزار آهنگ است ۸

سخن به ذوق بود در مذاق بنشیند
به صفحه کلک «نظیری » چو زخمه بر چنگ است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۵ - کس ننمود جرعه یی کز جگرم گزک نخواست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷ - زهی نسخه آفرینش جمالت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.