هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناامیدی، تلخی زندگی، و احساس بی‌پناهی سخن می‌گوید. او از مشکلاتی که با آن‌ها روبه‌روست گلایه دارد و به ناتوانی در تغییر شرایط اشاره می‌کند. همچنین، از تفرقه و نبود شادی در زندگی شکایت کرده و به امیدواری‌های ازدست‌رفته می‌پردازد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، موضوعات غم‌انگیز و ناامیدی‌های بیان‌شده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۱۱۴ - اخترشناس در روش بخت من گم است

اخترشناس در روش بخت من گم است
مشکل فتاده کار نه در دست انجم است ۱

دوران صلای تفرقه داد و شراب ما
یک پاره در صراحی و یک پاره در خم است ۲

ساقی چو فیض اوست همه صرف او کنیم
این جرعه ای که در ته جام تکلم است ۳

شیرین نکرده خنده شادی مذاق کس
گل نیز تلخ گشته زهر تبسم است ۴

باشد به ناامیدی خویشم محبتی
کو آشنای گوشه چشم ترحم است ۵

آسودمی اگر به خودم کس گذاشتی
از جور او کشنده ترم رحم مرده است ۶

ناخن همیشه در جگر خاره می زنم
دیریست رخش سعی مرا سنگ در سم است ۷

کی سر ز کار بسته برآرم که چرخ را
دوران نماند و رشته امید من گم است ۸

گفتار بی نتیجه «نظیری » نمی خرند
عودی که سوزد و ندهد بوی هیزم است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۳ - عشق را کام به عهد دل خود کام تو نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵ - بویی از آن دو سلسله خم به خم گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.