هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی مانند ناامنی، گذرا بودن زندگی، فریب خوردن توسط دیگران، و ناتوانی در فرار از سرنوشت می‌پردازد. شاعر از بی‌پناهی انسان در برابر حوادث و نیروهای خارج از کنترلش سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند مرگ، غم، و فریب اشاره دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و اشاره به موضوعات سنگین مانند مرگ و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد یا باعث ایجاد پریشانی ذهنی شود. این محتوا更适合 افرادی که توانایی تحلیل و درک مفاهیم انتزاعی را دارند.

شماره ۱۴۹ - چو نیست حد که به بالین نهیم سر گستاخ

چو نیست حد که به بالین نهیم سر گستاخ
چه سود از حرم امن و خوابگاه فراخ ۱

هزار جا ز برون می زنند طبل رحیل
هنوز رخت ز ایوان کسی نبرده به کاخ ۲

نشسته نغمه سرایان به هم چه دانستیم
که سنگ تفرقه مان بر پرانداز سر شاخ ۳

ز دام و دانه صیاد مرغ می نالید
خبر نداشت که بر سیخ می کشد طباخ ۴

غبار لشکر یأجوج غم، جهان بگرفت
که گفت سد سکندر نمی شود سوراخ ۵

به هیچ حیله ز پیش اجل خلاصی نیست
ز گرگ اگر بجهی پوست می کند سلاخ ۶

چنان رسید جراحت به دل که دیده ندید
ز زخم حادثه، ناگهان «نظیری » آخ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - چگونه نام تو آریم بر زبان گستاخ
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - بیگانه چون رود به در آشنا رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.