هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از نظیری نیشابوری به موضوع عشق الهی و سلوک معنوی می‌پردازد. شاعر از جدایی از تعلقات دنیوی، ارزش والای عشق حقیقی، و رازهای سیر و سلوک سخن می‌گوید. مفاهیمی مانند فداکاری در راه معشوق، گذشتن از خود، و رسیدن به حقیقت در این شعر به چشم می‌خورد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استعاره‌های پیچیده‌ی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. درک کامل این متن نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی و بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۵۰ - بیگانه چون رود به در آشنا رود

بیگانه چون رود به در آشنا رود
آن کس که آشنای تو باشد کجا رود ۱

از خاک بوس کوی تو تا پا کشیده ام
در راه من جدا روم و دل جدا رود ۲

احرام عهد روز ازل، کعبه کوی دوست
جز راه عشق هرکه رود بر خطا رود ۳

صهبای راز بیش ز اندازه می دهند
گر دم زند حریف سرش بر هوا رود ۴

عشاق ناز حسن نه ارزان خریده اند
بسیار سر، که در سر این ماجرا رود ۵

شادی که غبن می کشی و دم نمی زنی
در شهر این معامله با هر گدا رود ۶

عشق آمد و تمام به گوشم فرو دمید
رازی که در میان مس و کیمیا رود ۷

زان بحر موج خیز چه کم گردد ار شبی
بر کشتزار سوخته آب بقا رود ۸

این حاجیان ز دور صدایی شنیده اند
کس در درون پرده چه داند چه ها رود؟ ۹

عریان تنی عارف معنی جمال اوست
فر هما بماند و، پر هما رود ۱۰

ما پیرهن ز سادگی از بر فگنده ایم
وز کینه دیر در بر دشمن قبا رود ۱۱

غمگین مباش زود «نظیری » فرح دهند
چون بنده مطیع همه بر رضا رود ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۹ - چو نیست حد که به بالین نهیم سر گستاخ
گوهر بعدی:شماره ۱۵۱ - بر قفا چشمت نمی افتد چو این در واشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.