هوش مصنوعی: این متن شعری است که از مفاهیمی مانند پایان یافتن، ناامیدی، و گذر زمان سخن می‌گوید. شاعر از پایان یافتن شمع، روزهای شاد، و بهار صحبت می‌کند و به ناتوانی انسان در برابر تقدیر اشاره می‌کند. همچنین، از عشق و زیبایی نیز سخن به میان آمده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانه‌ی شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان نامناسب باشد.

شماره ۱۶۹ - شمع را زنده دلی در شب تار آخر شد

شمع را زنده دلی در شب تار آخر شد
روز عشرت همه در خواب خمار آخر شد ۱

شاخ سرکش شد و دست همه کوتاه بماند
جور گلچین و نزاع سر خار آخر شد ۲

عندلیب ار نسراید به قفس معذورست
گل به بازار نبردند و بهار آخر شد ۳

خلعت دهر به اندازه حال اکنون نیست
چرخ را رشته به هم رفت و مدار آخر شد ۴

همچو دینار که در پای کریمان افتد
کس نگفت از چه شماریم و شمار آخر شد ۵

کمتر از رنگ حنا بود به ما لطف جهان
سر و دستی نفشاندیم و نگار آخر شد ۶

فکر ناآمده این است که امسال گذشت
غم آینده همان بود که یار آخر شد ۷

نقش رخسار تو بر صفحه جان گشت رقم
پرده بر یک طرف انداز که کار آخر شد ۸

شاهدان گوشه چشمی به «نظیری » دارند
هرچه دل، صید همی کرد و شکار آخر شد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۸ - روز ازلم بود به نابود نهفتند
گوهر بعدی:شماره ۱۷۰ - کمال عاشقی حیرانی دیدار می آرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.