هوش مصنوعی: این شعر از نظیری بیانگر نگاهی فلسفی و انتقادی به جهان و سرنوشت انسان است. شاعر از روز ازل و تقدیر نهفته در آن سخن می‌گوید، از علم و خرد که در دود مدرسه گم شده، از حقیقتی که در پشت مجاز پنهان است، و از حسادتی که مانند زهری در نگاه حاسدان نهفته است. او همچنین به داستان ابراهیم و نمرود اشاره می‌کند و از شعبده‌های چرخ فلک می‌گوید که درک آن‌ها دشوار است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اشارات تاریخی و مذهبی ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۱۶۸ - روز ازلم بود به نابود نهفتند

روز ازلم بود به نابود نهفتند
در ضمن زیان کاری من سود نهفتند ۱

آن روز که می زاد مرا مادر گیتی
در هفت فلک اختر مسعود نهفتند ۲

در مصطبه جو علم، که نور خرد ما
از شمع شب مدرسه در دود نهفتند ۳

احوال حقیقت همه در سر مجازست
در سجده بت طاعت معبود نهفتند ۴

می نوش که آن روز که شد توبه اجابت
ذوق اثر از نغمه داوود نهفتند ۵

نبود عجب ار کور شود دیده حاسد
زهرش به نگاه حسدآلود نهفتند ۶

آن آتش جان سوز که شد باغ براهیم
تاب و تف از آن در دل نمرود نهفتند ۷

معلوم نشد شعبده چرخ «نظیری »
دیر آمده ام در نظرم زود نهفتند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۷۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۷ - عالم از عشق در وجود آمد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۹ - شمع را زنده دلی در شب تار آخر شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.