هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از نظیری، شور و شوق عشق، زیبایی طبیعت و فرصت‌های زندگی را به تصویر می‌کشد. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند سحر، ابر، باران، غزال و گل‌ها، احساسات عمیق عاشقانه و فلسفه زندگی را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از استعاره‌های پیچیده، برای درک بهتر به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی مضامین مانند فراق و وصال ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۱۷۴ - ز نگهت سحری شوق یار می خیزد

ز نگهت سحری شوق یار می خیزد
جنون ز سایه ابر بهار می خیزد ۱

به روی یار نگه، رشحه بیز می افتد
ز زلف یار شکن قطره بار می خیزد ۲

سحاب دلشده در کوهسار می گردد
غزال شیفته از مرغزار می خیزد ۳

به دستگیری عشاق ناتوان احوال
ز زیر هر شجری صد نگار می خیزد ۴

تنی که رفت ز پا بر عذار می غلطد
سری که رفت ز دوش از کنار می خیزد ۵

نه از وصال ملولان ملول می گیرد
نه از فراق حریفان خمار می خیزد ۶

سماع رندی و گلگشت لذتی دارد
که پادشه ز سر اعتبار می خیزد ۷

همین که طایر فرصت رسید صیدش کن
که صیدافکنش از هر کنار می خیزد ۸

همین که قسمت خود یافتی غنیمت دان
که از کمین گه شیران شکار می خیزد ۹

درین هوا در خلوت حکیم نگشاید
که هوش می رود و اختیار می خیزد ۱۰

جهان خوش است «نظیری » قلم به جلوه درآر
که گلشکر ز سر نوک خار می خیزد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۳ - نشان آن که کردم قطع امید از دیار خود
گوهر بعدی:شماره ۱۷۵ - جهان جوان شد و عقد بهار می بندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.