هوش مصنوعی:
این متن به بیان تضادها و تناقضهای زندگی، عشق، دشمنی و طمع میپردازد. شاعر از صلحی که به جنگ تبدیل میشود، عمری که با سرگرمیها هدر میرود و عشقی که با ناز همراه است سخن میگوید. همچنین به موضوعات دیگری مانند تغافل با دوستان، طمع و حسرت، معجزات عشق و پرستش اشاره میکند. در پایان، شاعر از بلند شدن صدای خود و به هم خوردن طبل وجود نظیری صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۹۵ - آمد دگر به صلح و در فتنه باز کرد
آمد دگر به صلح و در فتنه باز کرد
صلحی به مصلحت پی جنگ دراز کرد ۱
شد عمر و سرگرانی او برطرف نشد
بر من به قدر مرتبه عشق ناز کرد ۲
خود را به کام دشمن خود دید آن که او
با دوستان تغافل دشمن نواز کرد ۳
چشم طمع بدوز که از در قسمت کسان
هرکس گشود دیده به حسرت فراز کرد ۴
صد معجز از کرامت لعل تو دیده ام
از تو نمی توان به خطا احتراز کرد ۵
هرجای بینم از تو سزای پرستشی
در کعبه می توان به همه سو نماز کرد ۶
صوت من از ترانه ناهید برگذشت
شدی بلند مطرب حسن تو ساز کرد ۷
طبل وجود عیش «نظیری » به هم نزد
کوتاه دید مرحله خواب دراز کرد ۸
صلحی به مصلحت پی جنگ دراز کرد ۱
شد عمر و سرگرانی او برطرف نشد
بر من به قدر مرتبه عشق ناز کرد ۲
خود را به کام دشمن خود دید آن که او
با دوستان تغافل دشمن نواز کرد ۳
چشم طمع بدوز که از در قسمت کسان
هرکس گشود دیده به حسرت فراز کرد ۴
صد معجز از کرامت لعل تو دیده ام
از تو نمی توان به خطا احتراز کرد ۵
هرجای بینم از تو سزای پرستشی
در کعبه می توان به همه سو نماز کرد ۶
صوت من از ترانه ناهید برگذشت
شدی بلند مطرب حسن تو ساز کرد ۷
طبل وجود عیش «نظیری » به هم نزد
کوتاه دید مرحله خواب دراز کرد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۴ - به گوشم از پریدن های چشم آواز می آید
گوهر بعدی:شماره ۱۹۶ - آخر به من آن مغ بچه هم کیش برآمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.