هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق، رضا و محبت سخن میگوید و بیان میکند که در شهر او جز این دو چیز ارزشی ندارد. او از دردها و رنجهای عشق میگوید و اینکه دنیا به حال او توجهی ندارد. همچنین، از امید و انتظار برای رسیدن به معشوق صحبت میکند و در نهایت به بیاعتباری وعدههای لطف اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج عشق ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۲۰۰ - به هجر و وصل دلم الفت و نزاع ندارد
به هجر و وصل دلم الفت و نزاع ندارد
نشاط آمدن و کلفت وداع ندارد ۱
به شهر ما نفروشند جز رضا و محبت
کسی دکان نگشاید که این متاع ندارد ۲
بر آن فراز که من می کنم عروج مقامی است
که هیچ پایه بر آن پایه ارتفاع ندارد ۳
چنان حقارتم از چشم اعتبار فگنده ست
که دهر بر من و حال من اطلاع ندارد ۴
به رطل خون جگر می خورم ز بخت به شکرم
که سر ز جام تنک مشربم صداع ندارد ۵
ز تیرگی شب انتظار شمع امیدم
برابر پر پروانه یی شعاع ندارد ۶
عبث به وعده لطفش دلت خوشست «نظیری »
کدام لطف؟ که با بخت تو نزاع ندارد ۷
نشاط آمدن و کلفت وداع ندارد ۱
به شهر ما نفروشند جز رضا و محبت
کسی دکان نگشاید که این متاع ندارد ۲
بر آن فراز که من می کنم عروج مقامی است
که هیچ پایه بر آن پایه ارتفاع ندارد ۳
چنان حقارتم از چشم اعتبار فگنده ست
که دهر بر من و حال من اطلاع ندارد ۴
به رطل خون جگر می خورم ز بخت به شکرم
که سر ز جام تنک مشربم صداع ندارد ۵
ز تیرگی شب انتظار شمع امیدم
برابر پر پروانه یی شعاع ندارد ۶
عبث به وعده لطفش دلت خوشست «نظیری »
کدام لطف؟ که با بخت تو نزاع ندارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۹ - به دل ز شوق تو چون ناله در سماع آید
گوهر بعدی:شماره ۲۰۱ - درین دیار عجب مطربان یک رنگند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.